فرهنگ اسلامی

فرهنگ اسلامی

        نظر ما به اقتصاد نیست مگر به طو ر آلت.نظر ما به فرهنگ اسلامی است که این فرهنگ اسلامی را از ما جدا کردند،وغرب در شرق آنطور نفوذ کرد که شرق خودش را باخت ومحتوای بسیار از جوانهای ما را گرفت.اما گمان می کنیم که باید تمام ملتها ودولت ها توجه خودشان را به این نقطه نظر منعطف کنن که این شکست روحی را از ملتها جدا کنند وگمان نکنن جوانهای ما که هرچه هست در غرب است ،خودشان چیزی ندارند.اما ققضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت فرهنگ صحیح  باشد.شما کوشش کنید که فرهنگ را فرهنگ مستقل اسلامی در ست کنید .ج.انهایی که در این فرهنگ تربیت می شوند همانهیی هستند که مقدرات کشور در دست آنهاست.اگر اینها درست بار بیایند همه خدمتگزار به مردم ،امین به بیت المال،وهمه اینها در تحت رهبری اسلام تحقق پیدا می کند. اگر یک ملتی فرهنگش این طور تربیت بشود این فرهنگ فرهنگ غنی اسلامی است ومملکت یک مملگت آرام ترقی خواهد بود. 5           

         باید فرهنگ فرهنگ اسلامی باشد…….اگر ما موفق بشویم به اینکه فرهنگمان یک فرهنگ اسلامی بشود ،مدارسمان یک مدارس اسلامس بشود ،وآنوقت افرادی که از آن تحقق پیدا می کند وافرادی که تربیت می شوند در آن فرهنگ ودر آن مدارس آنسان هستند.  6

         احیای فرهنگ اسلامی ،به عنوان یکی از بنیادی ترین اهدافی که می تواند ضامن بقاء وتداوم حیات جامعه ایراینی باشد،موضوعی است که توجهی در خور وجامع را طلب می نماید.تحصیل این آرمان والا ،شناسایی ابزار وروشها وعناصر متفاوت ومنسب را به عنوان ضرورتی جدی وهمه جانبه مطرح می کند.با عنایت به ارزش واهمیت مفهومی به نام هویت ،می توان گفت که یکی از اساسی ترین عناصر تاثیر گذار  بر چگونگی  احیای فرهنگ اسلامی ،هویت فرهنگی جامعه است به این معنا که هرچه جامعه به سمت هویتی با مشخصه های اسلامی وایراین سیر نماید،امکان احیای فرهنگ اسلامی تقویت خواهد شد وبالعکس هرچه جامعه  با بحران هویت مواجه شده  وهویت دلخواه ومطلوب خویش را  در تطبیق با معیارهای بیگانه ود رتقابل با تاریخ خویش جستجو نماید،از احیاء وبروز تجلی فرهنگ اسلامی دور تر خواهد شد.

         اگرچه حیات فرد واجتماع در مقولات مادی ومعنوی قابل بررسی هستند ،لیکن توجه با این امر ضرورت دارد که جنبه معنوی حیات که نه تنها به اهداف جامعه بستگی تام دارد که تعیین کننده آرمانها  واهداف غایی حیات نیز هست،از اهمیتی  خاص معمولا مغفول برخور دار است.در جهت تقویت جنبه معنوی حیات جامعه، شناسایی ویژگیها  وموضوعات عدیده ای ضرورت دارد که با توجه به امور مرتبط با جامعه معاصرایرانی ،در این نوشتار به برخی از آنها اشار ه خواهد شد.طبیعی است که در جهت تبیین جامع موضوع ،توجه به بسیاری  مسائل از جمله  اهداف وآرمانهای جامعه وهمچنین روش مشی جامعه به سمت آنها نیاز مند توجه جدی  است  وزمینههای مرتبط با آنها  بهعنوان منشاآرمانها واصول حاکم بربرنامه  وارزشهای تنظیم کننده ارتباط وافعال انسانها ،در جهان بینی  وفرهنگ جامعه قابل پی جویی هستند. برای احیای فرهنگ اسلامی د رجامعه ایران چه ابزار  وروشهایی کار آیی دارند که بنا به عللی که خواهد آمد عامل هویت به عنوان ابزار ومعیار اصلی برگزیده شده  وسایر عوامل درارتباط با آن مورد بررسی قرار خواهند گرفت.به بیان دیگر می توان گفت که هر جامعه ای همانند یک فرد نیاز مند هویتی است که می خواهد با آن در جهان شناخته شود.همین هویت است که در صورت اتصاف به صفات مورد نظر تعالیم وفرهنگ اسلامی ایرانی در راه احیای فرهنگ اسلامی نقشی ارزنده وبسیار بنیادین ایفاء می نماید.          

         در چنین دنیای بی فرهنگ وسردمداران آلوده وشیطان صفت وشرارت آفرین ،نظامی قد برافراشت که مبتنی برفرهنگ اسلام بود .اسلامی که توانمدیهای الهی خود رادر انسان سازی وتمدن آفرینی ،نشان داده بود.اینک در عصر فرهنگ مادی ،این ندای اسلام است که انسانها را به هویت فطری والهی خویش می خواند وبطلان تئوریهای غربی را روشن وقطعی می سازد .این اسلام است که جوامع بشری ومسلمانان را به مردم سالاری دینی واحیاء ارزشهای انسانی واستقامت در برابرآلودگیها وزور گوئیهای شیاطین فرا می خواند.جمهوری اسلامی الگویی ارائه داد که نظام فکری وسیاسی لیبرال دمکراسی غرب را در چالشی عظیم قرار داد.از این رو کوشش کرد تا با زدودن فرهنگ معمول  وجایگزین کردن فرهنگ مکتوب ما(فرهنگ اسلامی) جامعه ای بسازد که درخور تمدن کهن اسلامی ایرانی باشد.در این گیر ودار وهجوم وحشیانه فرهنگ غربی به سوی کشورهای اسلامی بویژه ایران ،فرهنگ وتمدنی ماندگار خواهد بود که با توان وتکیه بر فرهنگ غنی پایه گذاری شده باشد واز شالوده واساس محکمی برخوردار باشد. در همین راستا کشور عزیز ایران واستان ما از هجمه های فرهنگی غربی بدور نبوده ونخواهد بود وتهدیدی جدی برسرراه فرهنگ وخرده فرهنگ های ما ازمدتها پیش سبز شده است هجومی که زعیم عالیقدر جهان اسلام از آن به عنوان شبیخون فرهنگی یاد نمودند. وبرای جدی گرفتن آن سالها پیش هشدار دادند.فرهنگ به مجموعه آداب ورسومی اطلاق می شود که مردم هر ایل تبار ،قوم وقبلیه در زندگی روز مره خود با آن دست وپنجه نرم می کنند  واگر با دستورات وقوانین اسلامی منطبق باشد فرهنگ اسلامی واگر منطبق نباشد فرهنگ غیر اسلامی است .

 

/ 0 نظر / 15 بازدید