نقش رسانه های جمعی، در تحولات اجتماعی

سید ضیا دانش

 

1-    کارکردهای اجتماعی

وسایل ارتباط جمعی به جامعه و افراد آن کمک می کند تا در مسیر و خط مشی معین خود موفق تر و با آگاهی و اطلاعات بیشتری حرکت کند، در چگونگی تعامل متقابل شهروندان تاثیر می گذارد و کنش ها و واکنش ها را جهت دار و متناسب با دیگر ابعاد جامعه می سازد. نهادهای اجتماعی را برجسته ساخته و گسترش می دهد و میان شهروندان احساسات عاطفی و روانی مشترکی می سازد.

 

آنتی گیدنز، جامعه شناس می نویسد که در بررسی های انجام شده در مورد تاثیر گذاری ها و کارکردهای وسایل ارتباط جمعی، به خصوص تلویزیون، تحقیقاتی صورت گرفته و از جمله آن، گزینه‌های گرایش به جرم و خشونت، نقش تلویزیون در زندگی سیاسی، تبعات پخش اخبار و ... می باشد. به گفته‌ی اقای گیدنز، دانشمندی به نام اندرسن شصت و هفت مورد از این تحقیقات را که در مدت بیست سال انجام شده بود و «تاثیر خشونت را بر گرایش اطفال به پرخاشگری مورد بررسی قرار داده بود، حدود سه چهارم این مطالعات مدعی یافتن چنین ارتباطی بود.»[1]

 

بوجود آوردن هنجارها و ارزش های تازه اجتماعی و تغییر در شیوه رفتار افراد جامعه، یکی دیگر از کارکردها و نقش وسایل ارتباط همگانی در جامعه است. : « رسانه ها در پیدایش عادات تازه، شکل گیری فرهنگ های جدید منطقه ای و جهانی، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسان، ... سهمی بزرگی بر عهده دارند. » [2]

 

برخی از دانشمندان و آگاهان معتقدند که وسایل ارتباط جمعی می تواند به افراد کمک کنند تا در مسیر درست وصحیح حرکت کنند. آیت الله شیخ محمد آصف محسنی، دانشمند و فیلسوف افغانی می نویسند: « رسانه های همگانی می توانند مردم را به راه خیر و به راه شر تشویق کنند و لذا مصلحین ما باید به آن توجه زیادی مبذول دارند.»[3] بدون شک رسانه های همگانی دارای کارکرد دو بعدی مثبت و منفی است و دیدگاه آیت الله، ناظر بر جهان بینی دینی و تکلیف عقلی و شرعی رسانه های همگانی در برابر اجتماع می باشد.

به عقیده ایشان، بر اساس مسئولیت بزرگی که رسانه های همگانی در قبال اجتماع دارد، می باید از تخریب ذهن جامعه و ایفای نقش های منفی زیر پرهیز نماید:

1ـ علیه دین تبلیغ نکند

 2ـ زمینه های درگیری مذهبی و نژادی را به وجود نیاورد

3ـ به دیگران اهانت نکرده، بدون  مدرک دست به تحقیر شهروندان نزند

4ـ اطلاعات رسانی خلاف واقعیت نداشته باشد

 5ـ برنامه های شهوت انگیز و مبتذل نشر نکند. [4]

زیرا این موارد بر خلاف شان، هدف  و ارزش های جامعه بشری است و موجب سقوط انسان، انحطاط اخلاق اجتماعی و در نهایت مایه ضلالت و شقاوت انسان ها می شود که مغایر جامعه دینی و الهی است.

گی روشه در کتاب تغییرات اجتماعی به نقل از دانیل لرنر می نویسد:«وسایل ارتباط جمعی به نوبه خود موجب افزایش پدیده ای تحت عنوان تحرک روانی می گردد یا همچنین موجب ایجاد پدیده ای دیگر به نام یگانگی عاطفی می گردد که هر دو پدیده، سرانجام زمینه ساز نوسازی در جوامع بشری می گردد.» [5]

 

سوزان کارتز از محققان علوم ارتباط جمعی در کتابی به نام « مسایل سیاست جهان» مفصلا به کارکرد ونقش رسانه ها پرداخته است و در مورد کارکرد اجتماعی وسایل همگانی می نویسند: « در دهه 1990 شبکه های خبر جهانی به استفاده روزافزون از فناوری ارتباطات ماهواره ای روی آوردند تا فیلم های کوتاه را به طور مستقیم برای بینندگان پخش کنند. برخی ناظران ادعا می کنند که قدرت عاطفی و تهییج کننده تصاویری که به طور مستقیم از رنج بشر، از مناطق جنگی یا از مناطق قحطی زده پخش می شود، فشارهای بی پایانی بر سیاستمداران تحمیل می کند و آنان را وا می دارد که برای از بین بردن رنج و عذاب این قربانیان، کاری انجام دهند. برخی مشتاقان و علاقمندان به مداخله بشردوستانه، نقش رسانه ها در ایجاد حرکت کلان صدها میلیون شهروند برای تلقی رنج بشر به عنوان مسئله همگانی می ستایند.» [6]

 

داکتر معتمد نژاد معتقد است موارد ذیل، وظایف اجتماعی وسایل ارتباط همگانی را تشکیل می دهد:

 

1ـ خبری و آموزشی

 

به باور این نویسنده برای آماده شدن در زندگی اجتماعی، باید در جریان حوادث و اتفاقات جاری در محیط باشیم تا بتوانیم مسئولیت اجتماعی و فردی خود را با آگاهی کامل انجام بدهیم.

 

پیچیدگی ها، همبستگی ها و وابستگی ها در ساختار نظام های اجتماعی، ایجاب می کند که وظیفه اصلی این وسایل، نشر جریان رویدادهای اجتماعی قرار بگیرد، تا انسان ها محیط زندگی را بهتر بشناسد، اهمیت و نقش آموزشی وسایل ارتباط جمعی در دنیای معاصر به حدی است که برخی از جامعه شناسان برای آن ها نقش « آموزش موازیی» باآموزش دایمی قایلی شده اند.

 

حتی برخی اذعان کرده اند که خانواده و نهادهای آموزشی درحال رها کردن نقش آموزشی و پرورشی خود به وسایل ارتباط جمعی می باشند.

 

2ـ هدایت و راهنمایی

 

نقش رهبری کننده وسایل  ارتباطی و تاثیر آنها در بیداری و جهت دهی افکار عمومی، امروزه قابل تردید نیست و روز به روز از اهمیت خاصی برخوردار می شود. به عقیده این نویسنده، در بسیاری از تحولات جهانی، به خصوص نفی استبداد و نهادینه ساختن دموکراسی، رسانه های همگانی  نقش کلیدی داشته و به دلیل همین اهمیتش بود که مبارزه ها برای تحقق اصل آزادی مطبوعات به ثمر نشست و برای اولین بار در اعلامیه حقوق بشر و شهروند در انقلاب 1798 فرانسه به رسمیت شناخته شد و به تدریج در اقصی نقاط جهان به اجرا درآمد. به این طریق قدرت سیاسی حکومت ها تعدیل شد و مطبوعات به رکن چهارم دموکراسی تبدیل گردید.

 

 

 

3ـ تفریحی و تبلیغی

 

در صورتی که ماهیت برنامه ها و محتوای پیام های منتشر شده برای پر کردن اوقات فراغت و سرگرمی باشد، نقش رسانه ها، تفریحی است. اما اگر روح و روان او را تحت تاثیر قرار داد و توجه او را به چیزی جلب و معطوف ساخت و یا ایجاد اعتقاد و باور ساخت، در آن صورت کارکرد و نقش رسانه ها، نقش تبلیغی به حساب می رود. از همین روی ساعات قابل توجهی از رسانه های همگانی به انجام این نقش اختصاص یافته است و انواع از برنامه های سرگرم کننده و برشورهای تبلیغاتی در آن ها تولید و نشر می گردد.

 

دکتر معتمد نژاد در پاورقی کتاب وسایل ارتباط جمعی، به لیستی از کارکردها و وظایف رسانه ها ارتباط جمعی اشاره می کند که توسط پروفیسور « روژه کلوس» استاد برجسته بلژیکی ارتباطات جمعی در مورد وسایل همگانی فهرست شده است. گر چند آوردن این فهرست در پاورقی، نشان می دهد که معتقدات این دانشمند چندان مورد قبول نویسنده کتاب نیست، اما به نظر می رسد، تذکرات روژه کلوس قابل توجه و بررسی جدی باشد.

 

روژه کلوس در بخش اجتماعی، سه مورد را به عنوان وظایف و کارکرد رسانه ها بر می شمارد:

 

همبستگی اجتماعی

 

سرگرمی

 

روان درمانی

 

به عقیده این دانشمند، رسانه هایی ارتباط همگانی در قسمت ایجاد همبستگی ها در سطح خرد و کلان بسیار موثر و کارا می باشد. می تواند همنوایی اجتماعی ایجاد کند و از این طریق گرایش های نا به هنجار به سوی واگرایی های اجتماعی و افزایش فاصله های اجتماعی را ترمیم و برطرف سازد.

 

از سویی دیگر، این وسایل با انتخاب و گزینش نوع برنامه های که از لابلای پیام ها به مردم ارایه می کنند، خود می تواند به نشر پیام های بپردازد که مایه آرامش و سکون در فضایی روانی جامعه شود.

 

 

 

 

 

4ـ کارکردهایی فرهنگی

 

در عرصه های فرهنگی نیز وسایل ارتباط جمعی می تواند نقش و کارکردهای موثری داشته باشند. از مسئولیت فرهنگ سازی گرفته تا ترویج، تقویت و نهادینه سازی آموزه ها، باورها و رفتارهای خاص و مطلوب در جامعه. مخصوصا رادیو، تلویزیون و سینما در میان وسایل ارتباط جمعی، ظرفیت و توان فوق العاده ای در تولید و مصرف الگوهایی فرهنگی دارد وآنها را به راحتی از طریق تولید و نشر برنامه های خاص می تواند در حرکت های فرهنگی جامعه جهت دهی نماید. ترویج انواع مدهای لباس، چگونگی تعامل و رفتار متقابل شهروندان، طرز حرکات و حرف زدن، شیوه ی مصرف و زندگی کردن، خودباوریهای فردی و اجتماعی، تقویت روحیه همبستگی و اتحاد، ترغیب شهروندان به تطبیق و رعایت مقررات جامعه، تلاش جهت بارور ساختن فرهنگ بومی و خرده فرهنگ هایی موجود در یک جامعه و ... مواردی هستند که در عمل اثرات آن از طریق این وسایل تجربه و درک شده است و وضوح و روشنی این تاثیر گذاری‌ها به حدی است که به استدلال نیاز ندارد.

 

روژه کلوس معتقد است که رسانه های همگانی در عرصه فرهنگی و ظایف ذیل را بر عهده دارند

 

 

 

1ـ وظایف ارتباط فکری

 

1/1ـ اطلاع رسانی و آگاهی: به عقیده ا یشان وسایل ارتباط همگانی می بایست، با نشر و پخش اخبار روز و اخبار عمومی زمینه را برای ایجاد پیوند فکری میان شهروندان برقرار سازد.

 

 2/1 ـ پرورش: به باور ایشان وسایل ارتباط جمعی نقش بزرگ و گسترده‌تری نسبت به دیگر نهادهای پرورش دارد و از این روی مسئولیت دارد تا شهروندان جامعه را در ابعاد مختلف به ویژه پرورش در ا ندیشه هاو احساسات، پرورش در عقاید و باورها و پرورش در حرفه وشغل، مورد تربیت قرار دهد.

 

 3/1ـ بیان: استاد کلوس باورمند است که وسایل ارتباط همگانی باید در محتوای پیام های نشراتی خویش در غنامندی فرهنگ جامعه بشری، تلاش  و مساعی فراوانی به خرج دهد. از این لحاظ، معرفی فرهنگ و تمدن و تشریح ایدئولوژی های جاری در جهان و جامعه از وظایف مهم فرهنگی اصحاب مطبوعات به حساب می‌رود. به عقیده آقای کلوس، برای این که بتوان جامعه با فرهنگ و پویا پرورش داد، بایدرسانه های جمعی تلاش کنند، برای تغییر مخاطبان درجهت مشخص فرهنگی استدلالهای فراهم ساخته و موجبات اقناع فکری و روانی آن ها را فراهم سازد.

 

روژه کلوس معتقد است که رسانه ها «باید به شکل نامرئی جامعه را به پذیرش و عملی کردن عقاید، رفتارها و ... اجتماعی و فرهنگی منجر کنند تا بتوان از این طریق به یک جامعه مبتنی بر اندیشه های خردمندانه رسید که ابزار ترویج و نشر آن وسایل ارتباط جمعی است.» [7]

 

برخی از کارشناسان امور وسایل ارتباط جمعی به این باور هستند که در واقع و به طور کلی «فلسفه وجودی وسایل ارتباط جمعی القاء تعمیم و تکامل فرهنگی است. » [8]

 

سوزان کارتز نیز در کتاب مسایل جهانی می نویسد: « رسانه های جمعی از طریق کمک به تعیین ا ولویت ها وشالوده  سازی فرهنگ های ملی و محلی، عادات فکری مردم را تشکیل می دهند. زمانی می رسد که این وسایل به خصوص بخش الکترونیکی آنها، نقاط زیادی ازجهان رادر بر می گیرد و آنها در جهت رفع تفاوت ها و همگن سازی مردمان و نیز یکسان سازی وضع فرهنگ آنان، صرف نظر از وضع جغرافیایی و وسعت محلی عمل خواهد کرد.» [9]

 

/ 0 نظر / 190 بازدید