ارزش ها ومدیریت فرهنگی

ارزش ها ومدیریت فرهنگی

 

         با گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامی،شناخت آسیبهای حوزه ی مدیریت فرهنگی ، یک ضرورت اساسی است  :زیرا کاستی های موجود در حوزه فرهنگ ،پاسخگو نبودن سیاستها وراهکارهای گذشته در تثبیت ارزشها ،تقویت انگیزه ای درونی جوانان ونوجوانان ،افزایش آرزوهای بدیع دینی واخلاقی در جامعه وبالاخره نابسامانی های درون سازمانی مجموعه های فرهنگی کشور،فضایی رابوجود آورده است که دشمن  انقلاب ،خشن وبی رحم با ایجاد خاکریزهای تهاجم ،دست به حملا ت کوبنده وسهمگین بزند. اگر بقایای ارزش های دوران انقلاب وهشت سال دفاع مقدس نبود ای بسا همه ی میراث ما به تاراج می رفت وآثار ویرانی ها وغارت گریهای دشمن همه جا را فرا می گرفت پس تا دیر نشده باید اسباب وابزار دفاع و حمله را فراهم کرده  تا از “مواضع انفعالی“ به “مواضع اقتداری “ باز گردیم.

          اگر چه مفهوم کلی ارزش ،در فرهنگ عامه براساس نوع نگرش وسلایق گروهها ،تعاریف مختلفی دارد،لیکن در فرهنگ اسلامی ،بطور خاص،فعل حسن  وزیبای انسان است که مورد قبول محبوب او،یعنی خداست. بیان گهر بار مولای متقیان علی علیه السلام در این باره چنین است:

قیمه کل امری مایحسنه(حکمت 78 نهج البلاغه)

“ارزش هر انسانی به چیزی است که‌آن را زیبا می داند.“

           لذا این ارزش از مقوله “فعل“ است؛ فعلی که حسن وزیبایی آن مورد تایید دین واعتقاد آدمی است.البته “ارزش “فعل علی الاطلاق نیست ،بلکه منضم به حسن،زیبایی وقداست است.در واقع ارزش ،همان قداست وزیبایی محض است که در“ افعال “ تجلی می کند وآثار فعل او در خارج بروز می کند.

 

ریشه ارزشها

            با تعریف ارزش ،منشاء پیدایش ارزشها نیز روشن می شود ؛زیرا همان طوری که می دانیم اموری از قبیل عشق،زیبایی ، هنر ،کمال جویی و.زاییده فطرت بشری اند،لذا وقتی که افعال در قلمرو فطرت قرار می گیرند ،احکام فطرت بر آنها ساری وجاری می شود وهرچه فعل به حکم  فطرت نزدیکتر باشد ،آثار او با ارزش تر است.بدین تر تیب می توان گفت که ارزش از تطابق فعل با فطرت خلق می شود.آنهایی که افعال خویش را با حکم فطرت تطبیق می دهند،از لطافت وذوق  باطنی  خاصی برخورداند،که این حالت را “احساس فطری“می گویند ودر حقیقت ،آلایش وبیداری فطرت  که در لسان علمای دین بسیار تکرار شده  ومی شود،همین لطافت وظرافت(احساس فطری) است که حفظ ونگهداری آن برای انسان بسیار با اهمیت است ،زیرا هم آیینه ی افعال انسان است وهم که زشتی افعال را به انسان نشان می دهد.اما آن فعلی که به زیبایی منضم می شود ،با ارزش است.

          بدین ترتیب ضد ارزش آن است که با زشتی توام باشد واین در حالی است که امور فطری بر افعال حاکمیت نداشته باشند.بنا براین معلوم شد که منشاء“ارزش “احساس فطری آدمی است ؛همانگونه که مبداءفعل اراده ی فاعل آن است ومبداء“ارزش“احساس فطری فاعل.

        حفظ ارزشها از آن جهت اهمیت دارد که بیانگر حیات وسلامت روان فرد وجامعه است .اصولا در فضای مطبوع وپر طراوت ارزش هاست که غنچه های استعداد افراد شکوفا می شود ورشدوبالندگی خودرا در بستر زندگی آغاز می کند.تطابق وهماهنگی بین فعل وفطرت،ظهور ارزشها را امکان پذیر می سازد واین تطابق در صورتی میسر است که بین برهان وعرفان،مودت وهمکاری متقابل برقرار باشد؛یعنی آنچه که عقل باید به تایید عرفان برساند ،متقابلا عرفان نیز از اشراق وانوار خود عقل را محروم نسازد،زیرا آنچه که عقل را امیر وشهوت را اسیر  میکند حمایت عرفان از عقل است وبرعکس.

        آنچه شهوت را امیر وعقل را اسیر می کند،عدم ارتباط وفرمان پذیری عقل از عرفان است .پس آنچه که عقل را هدایت می کند وآن را در تشخیص حسن وقبح افعال توانا می سازد،نورانیت عرفان است ،عقل آدمی در افق عرفان،می تواند مصدر افعالی باشد که حاملان ارزشها وآثار معنوی حیات در جامعه شوند. واگر این رابطه منطقی از بین برود ،حیثیت ذاتی انسان در پرتو ارزشها تکوین می یابد،لذا چون اتفاق واتحاد بین برهان وعرفان وجود ندارد،ارزشها متولد نمی شود.

       ارزشها در خلا نمی رویند وبا تسخیر فضای اجتماعی سیاسی جامعه ،عقل را به استخدام خود در می آورند،وآنچه از عقل بی عرفان سر می زند،تمامی فساد وزشتی هاست؛اگرچه در انجام کار،پیشرفته ترین اصول علمی را رعایت کند،بدین تر تیب ،نتیجه می گیریم که حاکمیت ارزشها به منزله تامین حیات انسانی ومعنوی جامعه است وفقدان آن در جامعه نیز به منزله مرگ آدمی است.خداوند متعال نیز برای آنکه سلامت جامعه را در پرتو حاکمیت ارزشها تضمین کند ،خودمختاری را از عقل گرفته وخیر وصلاح  آن را در برگیری از انوار عرفان واشراق قرار داده است.

یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم وانزلنا الیکم نورا مبینا(نساء آیه ی 175)

“ای مردم برای شما از جانب خداوند برهانی محکم آمد ونور تابانی به شما فرستادیم.“

 

فرایند مدیریت ارزش ها

       در مدیریت ارزش ها که اصطلاحا“به مدیریت فرهنگی تعبیر می شود نقش مدیر یا مدیران فرهنگی بسیار مهم است:زیرا انسان،هم منشاءرویش ارزش هاست وهم ظرف حفظ ارزش ها.

ادراک ونیل به ارزش ها،بهترین لذت روحی انسان است.هر انسانی،بالفطره تشنه ی ارزش هاست،همانند تشنه هایی که جوینده ی آب زلال و گوارا است واز هر سویی، در طلب آن است. اما اگر فرایند بین فعل و امور فطری به هم بخورد، تشنگی را از دست می دهد؛ به عبارتی ، فاقد احساس فطری می شود.بنا بر این برای آن که فطرت آدمی متکفّل خلق و اثبات ارزش در افعال شود، باید در حفظ احساس که آینه ی صافی افعال است، کوشید و الّا اگر این آینه کدر شود، باب لذّت ارزش ها بسته می شود،و در نهایت، انسان از درک ارزش ها محروم می گردد. پس باب صدور ارزش ها، در فطرت آن انسانی باز میشود که احساس او زنده باشد؛یعنی همواره بیدار، پاک و خالص باشد.در آن صورت، انوار ارزش ها همانند خورشید می درخشد.به قول مولوی:

هر که را باشد ز سینه فتح باب            او ز هر شهری ببیند آفتاب

        اگرچه فطرت ،کاری بس مشکل ودشوار است  بویژه آنکه خود را مدیر حاکمیت ارزش ها در جامعه می داند،در حفظ آن چاره ای ندارد،زیرا اگر آفاتی همچون هوی ، هوس ،وهم وآرزوها سدراه ارزشها می شود ،بلکه اصلا ارزش های خلق شده از سوی دیگران را نیز تخریب می کند،مدیر یک جامعه دینی  وارزشی باید رنج وسختی ها راتحمل کند وفطرت سالم خود را از گزند آفات مختلف حفظ کند ،تا بتواند “ارزش“ را هم خلق وهم حمل کند.اگر سختی ها ودشواری ها را به خاطر لذات آنی وزود گذر تحمل نکند ،صلاحیت واستحقاق خودرا به عنوان ظرف ارزش ها از دست خواهد داد.  

مشکلات فرهنگی:

      در تحلیل مشکلات فرهنگی ، می توان به صورت مختصر اظهارداشت که مشکلات فرهنگی کشور دردو سر فصل قابل ارائه است:

الف: مشکلات ساختاری

ب:مشکلات مدیریتی

مشکلات ساختاری عبارتند از:

1-    پیچیدگی صحنه نبرد فرهنگی

2-    تنوع مخاطبان

3-    تنوع درشیوه ها

4-    نداشتن الگوی مناسب در مقابله با تهدیدنرم

5-     دیر پا ،آرام وغیر محسوس بودن تحولات فرهنگی

6-     گستره وسیع فرهنگ (حوزه ی تبلیغات،آموزش،اطلاع رسانی،عملیات روانی،تفریح،سرگرمی ،هنر و.)

7-    کمبود اعتبارات و بودجه ی فرهنگی در کشور

8-    ارتباط فرهنگ با سایر عرصه ها

9-    هم پوشانی اقدامات فرهنگی دستگاههای ذیربط

در حوزه ی مدیریت فرهنگی کشور هم یک سری مشکلات وجود داردکه عبارتند از:

1-    تاخیر در شناخت صحنه نبرد فرهنگی

2-  فراهم نبودن ساز و کار وظرفیتهای لازم برای انجام فعالیتهای فرهنگی مؤثر.صحنه نبرد فرهنگی امروزصحنه عملیات فرهنگی است :یعنی ما باید یک ارزیابی دقیق از توان رزمی وفرهنگی خود ودشمن وبررسی آسیبها،توانمندیها،تهدیدها ونقاط قوت وضعف وطرح ریزی عملیات فرهنگی آن داشته باشیم واین طرح ریزی بسیار پیچیده است.

3-  درگزینش ابزار ،روش ،مخاطب ،هدف وسنجش میزان اثر بخشی تک تک برنامه های فرهنگی ،کارهای دقیق،علمی وهدفمندی انجام نمی شود.

4-  وجودنگاه لیبرالیستی وبعضا مدیریت تسامحی نامطلوب ومسالمت آمیز فرهنگی در بخش های مختلف مدیریت فرهنگی کشور ،یکی دیگر از مشکلات جدی فرهنگی ماست.

5-    نداشتن مرجع کار آمد درعرصه ی سیاستگذاری،هماهنگی،وساماندهی مدیریت فرهنگی کشور

6-     انفعال نهادهای انقلابی دربرابر  تهاجم فرهنگی غرب

7-    رفاه زدگی،غفلت وسهل انگاری وبی تفاوت بودن بخش عظیمی از مدیریت فرهنگی کشور

8-    بی توجهی به شرایط ،نیازها،خواسته هاوعلایق جوانان با توجه به تغییر در ترکیب جمعیتی کشور .

 

آسیب ها وچالشهای فرهنگی کشور:

       با توجه به ملزومات مدیریت دینی و فرهنگی ،می توان آسیبها وچالش را در دو بخش متمایز بررسی کرد:

الف :آسیبها

         آسیبهای دینی وفرهنگی درون سازمانی است که عمدتا در اثر ضعف برنامه ریزی ومدیریت وناتوانی در شناخت ضرورتها ناشی می شود.برخلاف چالشها که موانع پیش بینی شده یا غیر قابل پیش بینی خارج از سازمان است .مهم ترین آسیبها اجمالا به شرح زیر است:

-    گویا نبودن مفاهیم فرهنگی وارزشی وعدم تبیین راهبردی آنها که بعضا وازدگی در برابر اصطلاحات وادبیات وارداتی را تاکنون در پی داشته است.

-         فاصله گرفتن از مدیریت علمی در گرایش ها ونگرش ها وتوسل به شیوه های توصیه ای وتکراری در فعالیتهای فرهنگی.

-    نظام مند نبودن فعالیتها وبرنامه های فرهنگی ومصرف بی رویه ی منابع مالی ونیروی انسانی در جدال روز مرگی سازمانها ونهاد های فرهنگی.

-     خلط حوزه فعالیتهای فرهنگی وتبلیغی  وصبغه تبلیغی دادن به کارهای فرهنگی ،که بعضا با تاثیر برون رفتی همراه بوده وخواهد بود.

-         استفاده غیر بهینه از نیروهای متخصص وعدم استفاده  صحیح از نرم افزار های جدید در عرصه ی ارتباطات واطلاع رسانی.

ب:چالشها

         چالشها موانعی هستند که خارج از سازمان ،عرصه فعالیتهای فرهنگی را تهدید می کنند وتحقق ارزش های فرهنگی واخلاقی مشکلات را در جامعه ،با شکل جدی مواجه می سازند،که مهم ترین آنها عبارتند از:

-    عدم شناخت دقیق نیازهای  مخاطبان در شرایط مختلف وفعالیتهای یک طرفه که بعضا با اقدامات غیر ضروری ولازم همراه است.

-    ضعف وناتوانی در جذب نیروهای نخبه ومولد اندیشه وفرهنگ در دستگاه های فرهنگی کشور یا بکار گیری آنها در مسؤولیتهای نامناسب وخارج از تخصص شغلی.

/ 0 نظر / 51 بازدید