نقش فرهنگ در انقلاب اسلامی

نقش فرهنگ در انقلاب اسلامی

       انقلاب اسلامی در قیاس با سایر انقلابها وحرکتهای مردمی که در دهه های اخیردر عالم واقع شده است ،اختصاصات وویژگیهایی دارد که به آن تمایز وبرجستگی خاص می بخشد،نخست ،کیفیت رهبری انقلاب اسلامی، که شاید بتوان گفت عمده ترین عامل حدوث وبقاء انقلاب اسلامی ایران همین وجه بوده است واز این جهت نقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) وآثار وافکار واندیشه های ایشان در ارائه طریق وهدایت امت اسلامی ،نقشی یگانه وبی بدیل بوده است.

      وجه ممیز دیگر انقلاب اسلامی ایران ،فرهنگی بودن آن است که می توان منشاء وخاستگاه انقلاب را فرهنگ غنی واصیل اسلام ورسوخ  آن در جان ودل ملت مسلمان ایران دانست.

   چهره فرهنگی انقلاب ،چهره بارز وبرجسته ای است که غلبه آن بر وجوه ،وجنبه های دیگر ،امری انکار ناپذیر است . بر این اساس که رهبری وفرهنگ دو وجه برجسته انقلاب اسلامی اند،هر گونه تحقیق وجستجو در شناخت این دو ،هم به تعمیق شناخت ما از انقلاب اسلامی وشرایط تکون وپیدایی آن کمک خواهد کرد ،وهم در راهیابی مسیر آینده نظام اسلامی ،ما را هدایت ورهبری خواهد کرد.در این راستا توجه به رهنمودهای فرهنگی امام راحل می تواند یکی از مناسب ترین راه های دستیابی به مقصود یاد شده تلقی گردد .رهنمودهای حضرت امام(ره) بطور کلی مشخص کننده مسیر انقلاب ونظام است ؛ورهنمودهای فرهنگی ایشان بطور خاص ،سمت گیریها وجهت گیریهای کلی وبنیادین نظام را معین می نماید.       

          یک نگاه مارکسیستی نسبت به فرهنگ وجود دارد که آن را وابسته به اقتصاد وخاستگاه فرهنگ را معادلات اقتصادی می داند.در این نگاه ،توسعه فرهنگی وابسته به توسعه اقتصادی است.در نگاه دوم که نگاه لیبرالیستی است ودید گاه غالب غرب است ،فرهنگ در قلمرو زندگی خصوصی افراد است ونسبتی با دولت وسایر عرصه ها ندارد . دراین دیدگاه فرهنگ مقوله ای نسبی است وهیچ گونه اید ئولوژی مطلقی در آن وجود ندارد،ومحصول فرهنگی  را هم در واقع ،بازار عرضه وتقاضا مشخص می کند.آنچه ملاک است سلیقه ومیل افراد است ؛ضرورت ،نیازها ومصالح انسانها وبشریت مطرح نیست ،این رایج ترین نگرش در غرب است.

           در نگاه سوم، که نگاه اسلامی است آنچه اصالت دارد ،فرهنگ است.نگاه به فرهنگ ،مقوله ای انسانی است.اسلام رسالت همه ادیان الهی را “تحول فرهنگی “می داند.با این نگاه همه الگوها وهنجارهای جامعه متاثر از فرهنگ جامعه است .به تعبیر حضرت امام (ره) سعادت وشقاوت جامعه به فرهنگ مربوط است یا راس همه اصلاحات،اصلاح فرهنگ است.بنا براین از دید گاه اسلامی ،اهداف سایر نظام های سیاسی ،اقتصادی واجتماعی  والگو ها وهنجارهای رفتاری جامعه ،متاثر از نظام فرهنگی است وتا زمانی که امنیت فرهنگی برقرار نشود ،ما درسایر نظام ها شاهد امنیت وتوسعه نخواهیم بود. با این دیدگاه است که ما رابطه ی فرهنگ را باسایر عرصه ها وماهیت فرهنگ ومیزان مستقل یا وابسته بودن  آن را می توانیم بدست آوریم.

       ما معتقدیم فرهنگ مهم است ،امروزه کار فرهنگی ،اهمیت قابل توجهی داردو مدیران وعناصر فرهنگی ،در جبهه ی جدی فرهنگی قرار دارند وبا رودر رویی با سربازان فرهنگی دشمن با ید از هوش وذکاوت سرشاری برخوردار بوده و با بر نامه ریزی هدفمند حرکت کرده وپاسدار فرهنگ اصیل اسلامی باشند.  ما معتقدیم که علل وزمینه های پیدایش انقلاب اسلامی ،کاملا فرهنگی است .               

        منشا اصلی پیدایش انقلابها ،نوعی اعتراض  در به چالش کشیدن  فرهنگ وارزشهای معمول واعتقادات موجود در یک جامعه است .زمانی که ارزشهای فرهنگی ،آرمانها ومطلوبیتهای یک جامعه به معارضه وچالش کشیده می شود ،اعتراضات عمومی شکل می گیرد وزمینه پیدایش وتغییرات ودگرگونیهای اساسی را در جامعه پدید می آورد ،ودر کشور ما  جرقه ی این حادثه  در سال 42 توسط ابر مرد تاریخ- حضرت امام خمینی (ره) - زده شد وبا رهبریهای مدبرانه معظم له در بهمن ماه یکهزاروسیصد وپنجاه وهفت به بار نشست.در واقع این اعتراضات ،اعتراض به تخریب یا استحاله ارزشهای اساسی یک جامعه است،در این صورت ماهیت انقلاب کاملا فرهنگی می شود.  وقتی ارزشها در معرض آسیب قرار گیرند،مردم اعتراض می کنند. انقلاب اسلامی دقیقا از یک ماهیت فرهنگی برخوردار بود آن هم بر پایه فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص).وجهه اصلی ومشخصات ممتاز انقلاب اسلامی ،دینی بودن،رهبری روحانیت،ایمان ،آگاهی واعتقاد راسخ مردم به اندیشه سیاسی حضرت امام ( ره ) بوددر واقع ،عامل اصلی حرکت عمومی مردم را ،نوعی گرایش به ارزشهای دینی وعوامل فرهنگی معنوی تشکیل می داد.از این جهت ما انقلاب خود مان را کاملا فرهنگی می دانیم. می توان سه دلیل  اصلی برای در اولویت بودن کار فرهنگی مطرح کرد:

-    دلیل نخست اینکه هدف اصلی نظام ما،فرهنگی است، ومعتقدیم  تامین استقلال وامنیت فرهنگی ،تامین کننده ی استقلال  وامنیت در سایر زمینه هاست .هدف اصلی پیدایش انقلاب اسلامی .بیدار ی اسلامی در میان مسلمانان ،حاکمیت ارزشهای دینی واخلاقی ،نفی فرهنگ غربی ودر نهایت  استقلال فرهنگی است واز این جهت کار فرهنگی،دارای اهمیت والویت است.

-    محور دوم این است که هدف اصلی دشمن تحمیل واستحاله فرهنگی است .تحمیل افکار  واندیشه فرهنگی  دشمن وتخریب واستحاله فرهنگ خودی ،ترویج فکر ورفتار غربی ،عامل معارضه ومخالفت وفشار علیه نظام  جمهوری اسلامی است .که به اشکال مختلف (آشکار وپنهان) در طول انقلاب اسلامی با آن مواجه بوده ایم.بدون شک اگر جمهوری اسلامی بر مؤلفه ها وعناصر فرهنگی خود پا فشاری نکند ،تمام فشارها وتمام معارضه ها منتفی است. سلطه ی واقعی سلطه ی فرهنگی است وهمه ی فشارها هم برای پذیرش فرهنگ غرب است .برای این امر،نمونه های زیادی داریم، ودر کشور هایی که به فرهنگ غرب تن داده اند ،همه فشارها از روی دوش آنها برداشته می شود.

-    محور سوم که بیشتر متوجه خودمان است ،این است که،منشا توان رزم ما در همه ی عرصه های فرهنگی امنیتی ونظامی ،منشا فرهنگی دارد. ما اعتقاد داریم که با وجود بهترین  وپیشرفته ترین امکانا ت نظامی وساختار سازمانی ،هیچ گاه نخواهیم توانست فاصله ی خودمان را با تجهیزات وامکانات قدرتهای بزرگ ،به حد اقل برسانیم،آنچه که عامل افزایش قوت در رزم می شود ،باورها ،اعتقادات،روحیه واراده مقاومت ودفاع از ارزشها،آرمانها ونظام مقدس جمهوری اسلامی در ملت ما باشد،هیچ قدرتی جرات نمی کند به ما حمله نظامی کند.اگر تهاجم نظامی هم صورت پذیرد ،حتما با شکست مواجه می شود .پس از این جهت ما باید بر مؤلفه های فرهنگی خودمان  تاکید کنیم.

/ 0 نظر / 74 بازدید