عرفان و معنویت اسلامی و عرفان انحرافی

هفتمین آسیب فراروی عرفان اسلامی، گسترش مکتب‌های عرفانی کاذب است. مدتی است فرقه‌ها و نحله‌هایی در کشور ما رواج پیدا کرده است که در ابتدا با شعار آرامش‌بخشی و اتصال به حقیقت عشق برای انسان معاصر ترویج می‌شود. این فرقه‌ها با برگزاری کلاس‌ها و برنامه‌های منسجم در برخی شهرها با استقبال مردم روبه‌رو شده‌اند. در این بخش، به بررسی برخی از آنها می‌پردازیم:

یک ـ مکتب اوشو

سخنرانی‌های اوشو برای مریدان و پیروانش در بیش از ششصد و پنجاه جلد کتاب، گردآوری و به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. اوشو یک نویسنده به معنای رایج نبود و شخصاً هیچ کتابی ننوشته است. کتاب‌های منتشر شده به نام اوشو، در واقع، مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها وی هستند. کتاب‌های اوشو از پرفروش‌ترین‌ها در هند به شمار می‌آید. سالانه بیش از یک میلیون نسخه از کتاب‌ها و نوارهای وی به فروش می‌رسد و صدها سایت در تبلیغ اوشو و مکتبش ایجاد شده است.
فرقه‌های جدید معنویت‌گرا از یک جهت به دو دسته تقسیم می‌شوند: بعضی از این گروه‌های معنویت‌گرا و فرقه‌های نوپدید منشأ وحیانی دارند و بعضی هم منشأ وحیانی ندارند. البته گاهی ادعا می‌کنند که از منابع دینی ادیانی مثل اسلام و مسیحیت، یهود و ادیان دیگر بهره برده‌اند.
بعضی از این فرقه‌های جدید منشأ وحیانی ندارند؛ یعنی خودشان هم‌ چنین ادعایی نمی‌کنند. در این فرقه‌ها گرایش الحادی نیز به چشم می‌خورد و مخالفت با دین خدا و الحاد را صریح مطرح می‌کنند، مانند شیطان‌پرست‌ها که ادعای معنویت دارند و هم ادعای ضدیت با مسیحیت؛ بعضی از این جریان‌های نوپدید که منشأ وحیانی ندارند، الحادی نیستند، ولی از خدا و معاد و به تعبیری، تناسخ دم می‌زنند. بیشتر این جریان‌های معنویت‌گرا، منشأ شرقی دارند، مانند مهر بابا، سام بابا، اوشو، تسلیها.
مکتب اوشو، فرقه نوپدید معنویت‌گرایی است که منشأ وحیانی ندارد و در ظاهر نیز با خدا و حیات پس از مرگ‌ستیزی ندارد. با دقت و بررسی اوشو به این نتیجه می‌رسیم که عرفان این مکتب با اسلام و ادیان آسمانی تضاد دارد.
پایه‌های نظام عرفانی اوشو بر سه محور اساسی است:

اول ـ آرامش و سکون؛
دوم ـ جشن و شادی؛
سوم ـ عرفان، عشق و سکس.

برخلاف بیشتر ادیان و از جمله جنبش‌های دینی نوپدید که نسبت به روابط جنسی‌ یا بی‌اعتنایند یا با آن دشمن هستند، اوشو در عرفان خود آموزشی می‌دهد که روابط جنسی، قدرتمندترین انرژی طبیعی است و سه سطح دارد. با روش زیستی پیش آفرینش حیوانی آغاز شده و به منبع لذت و صمیمیت انسان و سرانجام وسیله‌ای برای خود رستگاری الهی است.
او بر توانایی زنان به دلیل استعدادشان برای رسیدن به اوج لذت جنسی، به‌طور متوالی برای تبدیل شدن به متخصص تانتریک و رسیدن به روشنایی و ارائه مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای رسیدن به هدف تأکید می‌کند.
اگر تمام عبارات، سخنرانی‌ها و کتاب‌های اوشو را با موضوعیت سکس جمع‌آوری کنیم و بدون در نظر گرفتن نام اوشو و موقعیت به ظاهر عرفانی او قضاوت کنیم، خواهیم دید که این سخنان متعلق به یک شهوت‌ران افراطی است و اگر مهم‌ترین هدف از راه‌اندازی مدرسه خویش را سکس قرار نداده، دست‌کم یکی از اهداف اساسی وی، پرداختن به سکس بدون هیچ مانعی است.
اوشو رابطه پسر و دختر را به راحتی اجازه می‌دهد و اساساً این رابطه را یکی از مراقبه‌ها راه‌های رسیدن به آن نانتری می‌داند. در نظر او، تاونتاریک شدن به همین هست که زن و مرد باهم ارتباط داشته باشند... در مجالس ایشان، زن و مرد به صورت مختلط مشغول انجام مدیتیشن هستند. دیدگاه اوشو درباره عشق، متأثر از دیدگاه فروید و تا حدودی از شاگرد فروید یعنی یونگ است. او روان‌کاوی فروید و یونگ را می‌پسندد؛ و به‌ویژه سخن فروید بر او تأثیر زیادی داشته است. بر این اساس، وقتی از عشق سخن می‌گوید، منظور، عشق مجازی و رابطه زن و مرد است.

دو ـ اکنکار: مکتب نور و صوت

از جمله عرفان‌های نوظهور است و در یکی از کتاب‌های اکنکار آمده است:
هدف اصلی ما قادر ساختن روح است به ترک کالبد و سفر آن به دنیاهای معنوی ماوراء و عاقبت رسیدن به هدف غائی است.1
کلیدواژه‌های این عرفان عبارتند از:
اول ـ آراهاتا: معلمی که با تجربه شایستگی لازم در جهت اداره کلاس‌های اکنکار را دارد.
دوم ـ اک: جریان حیات‌بخش که موجب بقاء زندگی می‌شود.
سوم ـ اکنکار: طریقت نور و صوت الهی که به‌عنوان دانش باستانی سفر روح نیز شناخته می‌شود.
چهارم ـ اساتیداک: اساتیدی معنوی که قادرند جویندگان را در مسیر مطالعات و سفر علمی معنوی خود راهنمایی کنند.
پنجم ـ هیو: نام و اسرار کهن برای خداوند. آوازی عاشقانه برای خداوند که برای اکنکار کاملا آشنا است.

اعتقادات اصلی اکنکار

اول ـ روح، ابدی و هویت حقیقی فرد است؛
دوم ـ روح در سفر خود برای شناخت خود و خداست.

این نکته قابل توجه است که ده‌ها سایت درباره اکنکار وجود دارد و کتاب‌های فارسی زیادی نیز درباره او موجود است.2
اکنون نزدیک به چهارهزار مکتب و فرقه عرفانی و معنوی در غرب وجود دارد که در نگاهشان، هرچیز که به نوعی فرصت رهایی از چارچوب‌های جامعه مدرن و روگردانی از هنجارهای تمدن مادی و سرمایه‌داری را فراهم کند، معنویت شناخته می‌شود.
نظریه‌پردازان معنویت‌هایی نوظهور نظیر اوشو و کوئیلو، عشقی هوسناک و شهوت‌آلوده را پیشنهاد می‌کنند. فطرت انسانی ما تشنه عظمت، شکوه و جلال و تجربه و هیبت و خشیت در برابر آن است، ولی مرلین مسنون پاسخ آن را با کلیپ‌ها و موسیقی هولناک بلکه متال می‌دهد. ماشیدای پرستیدن هستیم، ولی سای بابا خود را خدای پرستیدن و خالق هستی معرفی می‌کند.
متأسفانه چنین عرفانهایی در این مرزو و بوم رسوخ کرده است و جوانان از طریق اینترنت یا کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده است، جذب گروه‌های مختلف این نوع عرفان‌ها می‌شوند.
از مهم‌ترین دلایل رواج این عرفان‌ها در این مرز و بوم آن است که ما مدل زندگی خود را از غرب وارد می‌کنیم و به راحتی معنویت غرب را می‌پذیریم. از طرفی دیگر، ما هیچ‌وقت تأثیر عرفان را در شادزیستن بیان نکرده‌ایم. به همین دلیل، عرفان‌های دروغین توانسته‌اند جای عرفان راستین را در برقراری خلاقیت، اخلاق شادزیستن و اخلاق موفقیت بگیرند؛ زیرا ظرفیت شادی در عرفان بسیار بالاست.
در اخلاق و معنویت و عرفانی که تاکنون داشته‌ایم، نگاه و رویکرد، پیامدگرایانه‌ای که بتوانیم پیامدهای مثبت اخلاقی زیستن، معنوی زیستن و حتی سبز زندگی کردن را معرفی کنیم، وجود نداشته و بیشتر نگاه ما وظیفه‌گروانه و تکلیف‌گروانه است.
در بخش عرفان نظری هم بسیار پیچیده و پراصطلاح سخن گفته و کمتر توانسته‌ایم در قالب زمان و متون ساده‌تر، برای سطوح مختلف، محصولات فرهنگی تولید کنیم. گذشته از این، اساساً نگاهمان به عرفان، نوعی نگاه رازدارانه و با سرمشق بوده است.

______________________________________________________________________________________
پی نوشت :
1. مانند یک آسمان، ترجمه: مرضیه شنگاین، ص 73.
2. برای اطلاع بیشتر به منابع ذیل رجوع شود: 1.‌ مانند فقط یک آسمان ترجمه: مرضیه شتکابری؛ 2.‌ عشق، رقم، زندگی، ترجمه: فرشید قهرمان؛ 3. آنگاه نبودم ترجمه: سیروس سعدوندیان؛ 4. الماس‌های اوشو، ترجمه: مرجان فرجی؛ 5. تانتارا، ترجمه: فرشید جنیدی، 6.‌ راز بزرگ روان کهریز. زوربار بودایی؛ 7. تفسیر آواهای شاهانه، ترجمه: هما ارژنگی؛ 8. زبان فرشتگان، ترجمه: مسیحا برزگر، 9. شورش، ترجمه: عبدالعلی براتی و....

منبع : کتاب "عرفان و معنویت اسلامی و عرفان انحرافی "
/ 0 نظر / 43 بازدید