شیعه هراسی راهبرد عملیات روانی رسانه ای آمریکا

شیعه هراسی راهبرد عملیات روانی رسانه ای آمریکا

دولت آمریکا برای ایجاد اختلاف بین شیعیان ومسلمانان وهمچنین خطرناک جلوه دادن حکومت شیعی در ایران همواره تلاش نموده است تا از راه های گوناگون افکار عمومی جهان , همسایگان منطقه ای بویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را ازحکومت شیعی در ایران بترساند از این رو برای تبلیغ  خبری این موضوع از طیق سناریو سازیهای گوناگون وانتشار آن از طریق رسانه های جمعی تا اندازه ای زمینه پذیرش این موضوع را برای افکار عمومی منطقه بوجود آورده است تا به  اهداف خود در منطقه دست یابد. وبراساس یک فرضیه، قدرت گرفتن شیعیان در حاکمیت عراق، ساخت، توازن مذهبی و مؤلفهقدرت در منطقه را بر هم می‏زند و قدرت‏های بزرگ منطقه و جهان، به ویژه امریکا واسرائیل، از این وضعیت ناخشنودند. بر این اساس ایجاد نوعی فشار برای محدود کردنقدرت شیعیان قابل پیش بینی است، امری که بارها تصمیم سازان کاخ سفید به آن مبادرتورزیده‏اند.

حاکمیت شیعیان در عراق، در معادلات سیاسی «آمریکا» و «اسرائیل» از پیچیدگی زیادیبرخوردار است، زیرا مشارکت فعال آنها موجب شده، تصمیم گیران اصلی بازی «خاورمیانهبزرگ»، با تحریک اقوام کرد از یک سو و اعراب سنی از سوی دیگر، هشدار به شیعیان وتهدید به تجزیه عراق ضمن ایجاد نظام توازن قوا در عراق، تلاش کنند، تحولات سیاسیاین کشور را در آینده، به نفع خود جهت دهی کنند.

تصمیم گیران کاخ سفید، با آسودگی از اقدامات آمریکا در راستای متوازن کردن فضایسیاسی عراق، ضمن طرح تهدیدهای ناشی از شکل‏گیری «هلال شیعه» در خاورمیانه، کشورهایمنطقه را علیه ایران، سوریه، لبنان و حاکمیت شیعه عراق تحریک می‏کنند، تانگرانی‏های استراتژیک رژیم صهیونیستی را بر طرف سازند درگیری گسترده آمریکا در عراق و اوج‏گیری قیام شیعیان در اعتراض به ادامه حضوراشغالگران آمریکایی، رویکرد جدیدی را فرا روی مطالعات استراتژیک تصمیم گیران ایالاتمتحده، درباره نقش تشیع در منطقه خاورمیانه گشوده است. به گونه‏ای که افزایش نگرانیآمریکا نسبت به احکام حکومتی شیعه، یادآور نگرانی‏های استراتژیک این کشور به تحولاتمذهبی وهابیت، پیدایش سازمان القاعده با قشری‏گری و تحجر منحصر به فرد، و تعارضرویکردهای عملیاتی آن با راهبرد و منافع آمریکا در منطقه است.

دغدغه‏های استراتژیک آمریکا درباره مؤلفه تشیع در خاورمیانه

«گراهام فولر» عضو پیشین سیا و متخصص امور خاورمیانه در موسسه پژوهشی رند معتقداست که «تلقی امپریالیستی ایران از امریکا و به عکس، امریکا از ایران به عنوان یککشور شیعی با نقش آفرینی‏های متفاوت در مناطق خزر، خلیج فارس، آسیای مرکزی و عراق،موجب تلقی تهدیدآمیز دو کشور از همدیگر شده است». 1 از نظر سران کاخ سفید واسرائیل، وجود کشور مسلمان و نیرومندی چون ایران، میان دو منبع انرژی (خزر و خلیجفارس) که 68 درصد منابع انرژی جهان را به خود اختصاص داده است، برای استراتژی،منافع و امنیت ملی غرب در قرن بیست و یکم خطرناک است.2 از همین رو، ریچارد نیکسون،سی و هفتمین رئیس جمهور آمریکا معتقد است: «جهان اسلام در قرن بیست و یکم، مهم‏ترینمیدان‏های زور آزمایی سیاست آمریکا است».

اندیشمندان آمریکا، نگرانی‏های استراتژیک خود را در مورد تحولات جهان اسلام، باعنوان «بنیاد گرایی اسلامی» مورد بررسی قرار می‏دهند، آنها بنیاد گرایی اسلامی رایکی از روش‏های تجدید نظر و مقاومت اسلامی می‏دانند که نخستین بار از سوی «سید جمالالدین اسد آبادی» مطرح شد. بر این اساس، سید جمال الدین اسد آبادی، به «دولت ملی» در میان مسلمانان اعتقادی نداشت و دولت پان اسلامیست و اتحاد همه کشورها در قالبجهان اسلام را پیگیری می‏کرد. این برداشتی آرمان گرایانه بود که «اخوان المسلمین» نیز در مصر به رهبری «حسن البناء» در سال (1929 م) مطرح کردند و در دهه 60 «مولانامودودی» در پاکستان و «سید قطب» در مصر چنین جنبش‏های بنیادگرایانه‏ای را پیمی‏گرفتند.

بررسی موضوع بنیادگرایی اسلامی، تقریباً در 50 کشور جهان که حدود یک میلیاردمسلمان را در خود جای داده، امروزه به موضوع، استراتژی امنیت ملی امریکا تبدیل شدهاست. از نظر سران کاخ سفید، بنیاد گرایی اسلامی چون فاشیسم قرن بیستم، مخالف لیبرالدموکراسی است. پس از حادثه 11 سپتامبر، بنیادگرایی اسلامی به صورت موضوعی جهانی ازسوی کاخ سفید مطرح گردید و سران آمریکا مقابله با آن را به یک راه حل جمعی منوطکرده‏اند. 4

از نظر حزب نو محافظه کار آمریکا، نقش شیعیان در میان جنبش‏های بنیاد گرا، بسیارحائز اهمیت است. جنبش شیعی ایران در سال (1357)، از سوی اندیشمندان غرب و آمریکا،جنبشی بنیاد گرا معرفی شده است. برخی نویسندگان، «شیعه بودن» را از دلایل اصلی «محور شرارت» نامیدن ایران از سوی «جورج بوش» دانسته‏اند. آنها معتقدند، حتی نتیجهتشکیلات گفت و گوی تمدن‏ها، در دوره (ریاست جمهوری) خاتمی نیز به همکاری بین المللیبرای مقابله با امریکا منجر می‏شود. به نظر آنها، حمایت جمهوری اسلامی ایران از ملتمظلوم فلسطین، لبنان، حماس، حزب الله و شیعیان افغانستان، تفاوتی میان جنبش بنیادگرای القاعده و ایران باقی نمی‏گذارد.5

از عوامل نگرانی ایالات متحده، پیوندهای معنوی میان جمهوری اسلامی ایران و ملتشیعه در خاورمیانه است. چنان که گفته شد، فروپاشی حکومت بعث عراق و به وجود آمدنفرصت تاریخی برای شیعیان این کشور، به منظور مشارکت در ساختار سیاسی عراق، بر میزاننگرانی‏های امریکا افزوده است.

با توجه به نگرانی‏های استراتژی آمریکا، در مورد تاثیر تحولات عراق بر مسائل نفتو امنیت اسرائیل، ایجاد ساختار حکومتی فدرال در عراق و دادن نقش بیشتر به کردها، بهعنوان یک راه حل اساسی برای مهار و کنترل شیعیان، در نظر گرفته شده است.

سران آمریکا و اسرائیل، با برجسته سازی مفهوم «هلال شیعه»، انحراف اذهان تصمیمگیران عرب را از مسئله اصلی، یعنی «اسرائیل» پی می‏گیرند و نگرانی آنها را نسبت بهحاکمیت ایدئولوژی شیعه تحت رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران در منطقه تحریک می‏کنند. چنان که باید اذعان داشت، آنها از سوی دیگر، برجسته سازی و نهادینه شدن مفاهیمی چونهلال شیعی را در تعارض با الزامات طرح خاورمیانه می‏دانند و این موضوع «متناقضنمایی» است که آمریکا در حل آن با مشکل رو به رو است ؛ به این معنا که برای تضعیفجمهوری اسلامی و به طریق اولی «اسلام سیاسی»، از نوعی که کشور ما ادعای ام القراییآن را دارد، تلاش می‏کند، مخاطرات واهی شکل‏گیری هلال شیعی و نهادینه شدن آثار آندر تحولات منطقه‏ای را همواره به کشورهای منطقه، به ویژه عرب‏های سنی گوشزد کند واز سوی دیگر می‏داند که طرح هرگونه الگوی رفتاری در کنار طرح خاورمیانه بزرگ، به

/ 0 نظر / 54 بازدید