تحلیل عملیات روانی شبکه‌های ماهواره‌ای در حوادث سال 1385 آذربایجان

 

چکیده

این پژوهش از آن رو به سامان رسید که اولاً نقش و کارکرد شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان را در عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی مورد کاوش نظام‌مند قرار دهد. ثانیاً نقش شبکه‌های ماهواره‌ای را در حوادث و اغتشاشات بهار 1385 آذربایجان، شناسایی و تحلیل کند. و ثالثاً با بهره‌گیری از مبانی و ادبیات موضوع و یافته‌های پژوهش، راهکارهایی را برای مقابله با عملیات روانی آتی شبکه‌های ماهواره‌ای معرفی نماید. برای تحقق این اهداف، نخست ادبیات تحقیق مرور شد آنگاه با بهره‌گیری از دو روش "تحلیل محتوا " و "زمینه‌یابی از صاحب‌نظران "، روش‌ها و اصول عملیات روانی سه شبکه ماهواره‌ای، یعنی صدای امریکا، امید و جام‌جم، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. سپس نتایج به دست آمده با استفاده از آمارهای توصیفی و آزمون آماری غیرپارامتریک بیونومیال، تجزیه و تحلیل شد. این نتایج آشکار ساخت که شبکه‌های مذکور اولاً از چندین روش عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی استفاده نموده‌اند (و می‌نمایند ) و ثانیاً در عملیات روانی خود از پنج اصل کلیدی بیش از سایر اصول استفاده کرده‌اند (و می‌نمایند).

واژگان کلیدی: عملیات روانی، بحران، اغتشاش، عملیات روانی رسانه‌ای، حوادث آذربایجان

مقدمه


صاحب‌نظرانی همچون ورد (2003) بر این باورند که در دنیای امروز، کشورهای مختلف در عملیات روانی علیه کشورهای دیگر، به ویژه رقبای خویش، از رسانه‌های شنیداری (رادیو) و شبکه‌های ماهواره‌ای بهره می‌گیرند. او سهولت انتقال پیام و انعطاف رسانش پیام از طریق این دو رسانه، به ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای را از جمله مهم‌ترین دلایل استفاده پربسامد از این رسانه‌ها در عملیات روانی می‌داند.

سوربن و تانکارد (1992) دو صاحب‌نظر علوم ارتباطات نیز تأکید کرده‌اند که کارکرد اقناعی از جمله مهم‌ترین کارکردهای رسانه‌های مختلف، به ویژه رادیو و تلویزیون است. به باور این صاحب‌نظران، حجم وسیعی از گزارش‌ها، اخبار، تحلیل‌ها و پیام‌های رسانه‌ها به تغییر نگرش مخاطبان توجه دارد. از نظر آنان، رسانه‌ها برای تغییر نظرات و نگرش‌های مخاطبان، اغلب از روش‌های برگرفته از نظریه شرطی شدن کلاسیک و درگیر شدن اندک، استفاده می‌کنند.
براساس نظریه شرطی شدن کلاسیک وقتی محرک، اسم با یک مفهوم خنثی با مفهومی که بار هیجانی دارد، همراه شود، پس از مدتی خاصیت آن را به دست می‌آورد و در نتیجه واکنش مخاطبان در برابر محرک خنثی، مشابه واکنش آنان در برابر محرکی که بار هیجانی دارد، خواهد بود (بروس و اولندیک، 2000).

نظریه درگیری‌ اندک، تصریح می‌کند که بسیاری از پیام‌های رادیو و تلویزیون در نیمکره راست مغز پردازش می‌شوند. این‌گونه پیام‌ها «در حافظه ذخیره می‌شوند، اما نمی‌توان آنها را به یاد آورد» (سوربن و تانکارد، 1992 ترجمه دهقان، 1381، ص 273). به تعبیر روشن‌تر، نظریه درگیری اندک، تصریح ی‌کند که مخاطبان، بی‌آنکه خود بدانند، تحت تأثیر پیام‌های رادیو و تلویزیون قرار می‌گیرند و آن تأثیر را در رفتار خود نمایان می‌سازند.

محققانی دیگر نظیر براون (2003) نشان داده‌اند که شبکه‌های ماهواره‌ای، به ویژه در شرایط بحرانی، بیش از سایر شرایط می‌کوشند تا بر گروه‌های آماج تأثیر بگذارند و آنان را برای انجام یک یا چند کنش اعتراض‌آمیز برانگیزند. تجارب مختلف نشان داده است، شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان که اغلب با پشتوانه مالی و سیاسی کشورهای غربی اداره می‌شوند بخش عمده تلاش و توان خود را معطوف برانگیتن مردم ایران علیه نظام، به ویژه در شرایط بحرانی، می‌نمایند. از همین روی، تلاش این تحقیق بر آن است تا نقش شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان را در حوادث سال 1385 آذربایجان، به ویژه از حیث عملیات روانی، مورد بررسی و کاوش نظام‌مند قرار دهد.

طرح مسئله


بومی (2001)، نیموتی (2005) و محققان دیگر بر این باورند که در دنیای امروز، ماهواره‌ها قادرند با پوشش فراگیر جهانی، ملت‌ها و گروه‌های مختلف قومی را علیه نظم و نظام حاکم بر کشورشان برانگیزند. این محققان در تأیید ادعای خویش، به نقش رسانه‌های فراملی (ماهواره‌های امریکا) در ایجاد چند انقلاب مخملی در کشورهای آسیای میانه و نیز در تهییج برخی گروه‌های قومی افریقا و امریکای لاتین علیه حکومت‌های خویش اشاره نموده‌اند. الیاسی (1384) نیز در تحلیلی پیرامون عملیات روانی رسانه‌ای امریکا علیه ایران نشان داده است که امریکایی‌ها برای تهییج اقوام ایرانی علیه جمهوری اسلامی، عمدتاً از رسانه‌های فارسی مقیم امریکا (به ویژه شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای) استفاده می‌نمایند.

در حوادث بهار 1385 آذربایجان که به دنبال انتشار کاریکاتوری در روزنامه ایران رخ داد، شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی زبان، تلاش زیادی را برای برانگیختن ساکنان مناطق آذری‌نشین، علیه جمهوری اسلامی به عمل آوردند با وجود این، به دلیل عدم بررسی نظام‌مند، ابعاد عملیات روانی شبکه‌های ماهواره‌‌ای در حوادث آذربایجان همچنان ناشناخته مانده است. به عبارت دیگر هنوز به درستی مشخص نیست که در حوادث آذربایجان، شبکه‌های ماهواره‌ای از چه روش‌های عملیات روانی استفاده نموده‌اند و عملیات روانی آنان چه میزان توانسته است بحران را استمرار بخشد. این پژوهش می‌کوشد تا پاسخی برای این سؤال‌ها بیابد.


مرور ادبیات موضوع

گرچه عملیات روانی به منزله یکی از عناصر و مولفه‌های سناریوی جنگ علیه دشمنان بیرونی (خارجی) نگریسته شده است، اما در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای یافتن شواهدی پیرامون به کارگیری آن در بحران‌های داخلی کشورهای مختلف دنیا صورت گرفته است.
تایلور (1984) معتقد است کمپانی هند شرقی، در قرن هفدهم میلادی، برای سرکوب و از میان برداشتن شورش‌های شهری از «عملیات روانی سیاه» استفاده کرد. برای این منظور انگلیسی‌ها با استفاده از عوامل نفوذی، میان معترضان تفرقه‌افکنده و اتحاد و انسجام آنان را از بین بردند.
اسکات (1980) با مرور شورش‌های نیمه اول میلادی چند کشور دنیا نتیجه گرفته است که شورشگران برای برانگیختن توده مردم، علیه حکومت اغلب از عملیات روانی بهره گرفته‌اند. به باور آنان با وعده حکومتی مبتنی بر آرای مردم و عاری از هرگونه تبعیض و بی‌عدالتی و طرح تضادهای آرمانگرایانه، توانسته‌اند برای مدتی توده‌های مردم را با خود همراه سازند.
به باور صلاح نصر، در پیروزی انقلاب بلشویکی (انقلاب اکتبر 1917) نقش تبلیغات بیش از هر چیز دیگری بود. به اعتقاد او بلشویک‌ها، در تبلیغات خود از ابزارها و روش‌هایی نظیر: 1- فیلم ویدئویی 2- نشریه‌های ارسالی برای هواداران خود از طریق پست 3- نشر کتاب و مطبوعات و نصب پلاکاردهای متنوع 4- تشکیل هیئت‌های تجاری و فرهنگی 5- تشکیل اتحادیه‌های کارگری، استفاده می‌کردند.

سارجنت (1980) معتقد است چینی‌های مائوئیست، پس از پیروزی در انقلاب 1949، از انواع شیوه‌ها و فنون عملیات روانی، در مقیاس وسیع، علیه شهروندان خود بهره گرفتند. به باور چینی‌ها ناراضیان را دستگیر می‌کردند و آنان را در دادگاه‌های جمعی، آماج شست و شوی مغزی قرار می‌دادند. آنان با استفاده از فنونی نظیر «محرومیت حسی»، «القای استرس»، «هیپنوتیزم» و حتی «استفاده از داروهای روان‌گردان» مخالفان و ناراضیان را در وهله نخست، نسبت به گذشته خود نادم و پشیمان می‌ساختند، آنگاه با ارائه مواد آموزشی مختلف «سموم ایدئولوژیک» را از اذهان آنان پاک و عقاید جدید مارکسیستی را به آنان القا می‌کردند.

تایلور و دیگران (2001) در یک مطالعه تطبیقی نشان داده‌اند که طی چند سال اخیر، گرایش شدیدی در پلیس، و نیرهای ضداغتشاش کشورهای غربی، برای بهره‌گیری از اصول روان‌شناسی اجتماعی در مقابله با اغتشاش‌گران، آشوب‌طلبان و معترضان پدید آمده است. به باور آنان: «پس از اعتراض‌های شهری دهه‌ 60 میلادی که بسیاری از شهرهای امریکا و کشورهای اروپایی را دربر گرفته بود، پلیس، در آن کشورها دریافت که با توسل به روش‌های خشن و قهرآمیز، قادر به سرکوب دامنه اعتراضات نیست. از همین روی، به کارشناسان خود دستور داد تا با استفاده از یافته‌های جدید علوم رفتاری، به ویژه روان‌شناسی اجتماعی، راهکارهایی ارائه دهند که با به کار بستن آنها بتوان با هزینه‌ها و تلفات کمتر، اعتراضات و شورش‌های شهری را مهار کرد.»(ص 16)
آنان بهره‌گیری پلیس از فنون عملیات روانی و روان‌شناسی اجتماعی را در مهار کنش‌های شهری، موفقیت‌آمیز ارزیابی کردند.

جمهوری اسلامی ایران نیز برای مهار شورش‌های منطقه‌ای، اعتراضات شهری و اقدامات معارضان، از فنون عملیات روانی (گرچه در سطح ابتدایی آن)، بهره گرفته است. برای مثال، در شورش کردستان که حدود یک دهه (از سال 1360 تا 1370 هجری شمسی) به درازا کشید، از روش‌هایی نظیر انتشار اعلامیه، جواز تسلیم شدن، اعتراف‌گیری، ایجاد تفرقه‌، استفاده از عوامل، انسانیت‌زدایی از مخالفان و معارضان، پیام‌های رادیویی، بلندگوهای صوتی، برجسته‌ساختن جنایت‌های ضدبشری معارضان (حمله به مساجد، قتل زنان و کودکان و غیره) استفاده نموده است. افزون بر آن، با روش‌های نظیر «افشاگری» و «انتشار اسناد و مدارک» تلاش کرده است تا نشان دهد که گروه‌های معارض و شورشگر، از سوی منابع خارجی، پشتیبانی و حمایت می‌شوند (الیاسی، 1384)

فنون و شیوه‌های اجرای عملیات روانی رسانه‌ای


روش‌ها و فنون اجرای عملیات روانی رسانه‌ای، عمدتاً حاصل تلاش‌های تحقیقاتی و پژوهشی حوزه‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی هستند. به همیت دلیل، این روش‌ها همواره در حال مطالعه و افزایش می‌باشند. این نکته را نیز باید در نظر داشت که هر تاکتیک عملیات روانی ممکن است در جامعه‌ای خاص، کاربردی خاص داشته باشد. بنابراین آزمایش کارایی آنها قبل از استفاده، در عمل باید به اثبات رسیده باشد. نکته دیگر آنها تاکتیک‌ها از جنبه‌های دوگانه‌ای برخوردارند؛ یعنی آنکه ممکن است زمانی آماج آن تاکتیک قرار بگیریم و زمانی آن را در مورد دشمن اجرا کنیم. بنابراین تاکتیک‌ها وسیله‌ای برای رسیدن به هدف محسوب می‌شوند و هر کسی، هر گروهی و هر نظامی، با توجه به شرایط خود ممکن است آنها را به کار بگیرد. (سندلر، 1998).

ضرورت دارد، عامل جنگ روانی، جنبه‌های مقابله‌ای را نیز مورد توجه قرار دهد؛ در غیر این صورت، عواقب چنین اقداماتی، زیانبار خواهد بود. کاربرد تاکتیک، ظرافت، تخصص و تجربه زیادی را می‌طلبد. این نکته بیشتر در عملیات روانی به معنای محدود آن اهمیت می‌یابد؛ زیرا همچنان که ممکن است نتیجه‌ای قطعی عاید سازد، احتمال آن نیز هست که زیان قطعی و مشخصی را به وجود آورد. روش‌هایی که در ادامه بحث به آنها پرداخته می‌شود، خلاصه و بخشی از فنون و تاکتیک‌های عملیات روانی رسانه‌ای هستند.


تحریف

دنیای واقعیت‌ها برای تمام مردم یکسان نیست. آنچه ما آن را واقعی یا تحریف شده می‌دانیم به تجربه‌های گذشته ما و خواست‌های کنونی و امیدهای آینده ما بستگی دارد. تحریف، طیف وسیعی از دروغ تا کتمان حقایق را دربر می‌گیرد و می‌تواند به شکل تحقیر و بی‌ارزش کردن مخالفان و تعریف و بزرگ کردن امتیازات طرفداران باشد. مخدوش کردن اطلاعات، پرت کردن حواس مخاطب، جلب توجه او به مسائل دیگر به طوری که از موضوع اصلی غفلت کند و ساده کردن بیش از حد مسائل پیچیده، از شیوه‌های تحریف حقایق به شمار می‌رود (اسدی، 1371)

حیثیت و اعتبار


مجری عملیات روانی، خود را با چیزهایی همبسته می‌کند که برای مردمی که می‌خواهد آنان را تحت نفوذ بگیرد، عزیز است و بدان احترام می‌گذارند و آنها را پذیرا هستند. این شیوه به ارزش‌های سنتی، آرمان‌ها و هدف‌هایی که مردم می‌خواهند بدان نائل شوند، متوسل می‌شود و به طور صریح یا در لفافه، آنچه را که می‌خواهد بگوید به آنها می‌گوید. مرسوم در این زمینه، توصیه و سفارش است. توصیه شخص مورد علاقه مردم یا شخص مقتدر و با نفوذ و یا کسی که کلامش نافذ است و برای مردم حجت است. به طور کلی این شیوه اغلب در میان افراد محروم و نیازمند به ویژه به خاطر کیش پرستش شخصیت، مؤثر است. روش دوم در زمینه حیثیت، وانمود کردن همسویی منافع مجریان اجرای عملیات روانی با منافع مردم است. در این روش مجریان می‌خواهند نشان دهند که به همان سبک و شیوه‌های زندگی مردم، زندگی می‌کنند، اعتقادات آنها مانند مردم است و در نهایت شباهت و نزدیکی به مردم را رعایت می‌کنند. روش سوم در این زمینه، توسل به گرایش مردم در دنباله‌روی است و اینکه مردم همیشه می‌خواهند در اکثریت باشند، نه در اقلیت. برای تحقق این روش، مجریان عملیات روانی همواره این شعار را سر می‌دهند که تمام مردم با ما هستند و از ما پشتیبانی می‌کنند. روش چهارم استفاده از کلمات و واژه‌های جاذب و پرطرفدار است؛ مثل آزادی، برابری، عدالت، رفاه و
. این کلمات را مردم دوست دارند بشنوند و عکس‌العمل‌شان نسبت به آنها اغلب عاطفی است تا منطقی (اسدی، 1371، ص 209)


فریب


یکی از راه‌های تأثیرگذاری بر مخاطبان، دادن اطلاعات دروغین و جهت‌دار یا ارائه تصویر وارونه از وقایع است که اغلب با نمایش قسمت‌هایی از واقعیت‌ها و یا گزیده‌ای از آنها، این امر تحقق می‌یابد. چنین تصویر ناقص و دگرگون شده‌ای از واقعیت‌ها می‌تواند گروه‌های گوناگون مخاطبان موردنظر در جنگ را تحت تأثیر قرار دهد. هلت و دی ولت معتقدند، تاکتیک فریب، تلاش دارد تا شنونده را به ساختن محیط روانی خاص وادار کند که با محیط مادی و واقعی فرق دارد. در ارتباط با روان‌شناسی ادراکی، تاکتیک فریب تلاش در برانگیختن درک نادرست دارد. (الیاسی 1385)

تخدیر


در این روش، برای کند یا متوقف کردن رفتار مخاطبان، تلاش می‌شود تا پشتوانه احساسی
عاطفی آنان هدف قرار گیرد و شور و احساس حاکم بر رفتار ایشان به تدریج کمرنگ و زائل شود. در چنین حالتی مخاطبان، قدرت و توان خود را برای دستیابی به اهداف از دست می‌دهند و مجبور به عقب‌نشیتی، فرار یا تسلیم می‌شوند. با کاهش شور و انگیزه درونی مخاطبان، روحیه و اراده آنان نیز تضعیف می‌شود و توان مبارزه را از دست خواهند داد. (مرادی، 1384)

تشجیع


در این روش، تلاش می‌شود تا شور و شوق مخاطبان برای نیل به اهداف موردنظر برانگیخته و عواطف و احساسات و رفتار آنان در این زمینه تقویت شود؛ مانند تحریک حس دفاع از دین، وطن، نژاد و قوم و یا تقویت حس تنفر از دشمن متجاوز، مبارزه با ظلم و استعمار و استثمار در گروه مخاطبان (فرشچی، 1382)


تطمیع

اصولاً آز و طمع، محرک نیرومندی به شمار می‌رود و در بسیاری از مواقع، پاداش می‌تواند مخاطبان را به دگرگونی علائق، مقاصد و راهکارهایشان تشویق و آنان را تطمیع کند. گاهی به دنبال نتایج یک پاداش حساب شده و مفید، دشمنان سابق به نیروهای بی‌طرف و یا به دوستان خوبی تبدیل می‌شوند. بنابراین اگر جنگ‌های روانی، متناسب به کار گرفته شوند، می‌توانند با سرعت، بذر شک و تردید را در دل مخاطبان بیفشانند و آنان را متقاعد سازند که در اهداف و راهشان دچار اشتباه شده‌اند و تشویقشان کنند که تمایلات و رفتار خود را احتمالاً در جهت اهداف مجریان جنگ روانی تغییر دهند (فریدمن، 1998)


روشنگری


این روش شامل ارائه حقایق و آشنا ساختن مخاطبان با اهدافی است که باید در پیش گیرند. به عبارت دیگر در این روش، تلاش بر این است تا درک منحرف و نامتوازن مخاطبان، با حقیقت همسان و هماهنگ شود. لازمه این امر آن است که مجریان عملیات روانی، تحلیل و شناخت دقیقی از اعتقادات، تمایلات، افکار و نحوه رفتار مخاطبان خود داشته باشند؛ زیرا در غیر این صورت امکان دارد پس از انتشار حقایق، خلاف رفتار مطلوب مورد انتظار از آنان بروز کند (زورق، 1372)

ترس و ارعاب


یکی از روش‌های مؤثر و کارامد بر افراد است که از دیرباز مورد استفاده طرف‌های درگیر و متخاصم بوده است. استفاده از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای درگیر، به منظور تضعیف روحیه و سست ساختن اراده صورت می‌پذیرد. در این روش مجریان عملیات روانی، ضمن تهدید و ترسانیدن مخاطبان، با بهانه‌ها و دسیسه‌های گوناگون به آنان چنین القا می‌کنند که خطرها و صدمه‌های قطعی فراوانی بر سر راه آنان کمین کرده است و آنچه که برای ایشان مهم و ارزشمند است، در معرض خطر نابودی و ویرانی قرار دارد. متخصصان جنگ‌های روانی می‌کوشند آینده‌ای مبهم و تاریک و توأم با سختی‌ها و مشکلات فراوان را برای افراد دشمن و کسانی که تلاش دارند با دشمن همکاری کنند و یا او را مورد پشتیبانی و حمایت قرار دهند ترسیم نمایند. همچنین سعی دارند به آنان تلقین کنند که توان و امکانات لازم، برای دستیابی به اهداف خود را ندارند. به این ترتیب مجریان عملیات روانی می‌کوشند با تزریق و القای مفاهیم پیام‌های مورد نظر خود، مخاطبان را به ترک لجاجت و دشمنی و در نهایت به تسلیم و تمکین در برابر خواسته‌های خود، وادار کنند (شکرخواه، 1382)


القای غیرمستقیم


این روش معمولاً هنگامی به کار می‌رود که مخاطبان نسبت به دریافت مستقیم پیام و اطلاعات، از خود مقاومت نشان می‌دهند. در این شیوه، متخصصان عملیات روانی، بدون موضع‌گیری آشکار، منظور خود را به مخاطبان منتقل می‌کنند. به عبارت دیگر آنان منظور و پیام خود را در قالب موضوعاتی به ظاهر بی‌ارتباط و یا دو پهلو بیان می‌کنند. متخصصان می‌دانند که بعد از مدتی، فقط اجمالی از پیام‌ها در ذهن مخاطبان باقی می‌ماند. بر همین اساس در مراحل بعدی با استفاده از این حافظه، منظور و پیام اصلی خود را به آنان منتقل می‌کنند. از نکات مورد توجه در این روش آن است که تا وقتی مخاطبان نسبت به موضوعی از خود حساسیت نشان می‌دهند، می‌توان از آن بهره‌برداری کرد؛ زیرا هنگامی که حساسیت ایجاد شده کاهش یافته یا از بین برود، آنان توجه کمتری به پیام‌های مورد نظر خواهند داشت. نکته دیگر آنکه در عملیات روانی، چنانچه به طور مستقیم، به افکار و عقاید ریشه‌دار و ارزش‌های مورد احترام مخاطبان حمله شود، نه تنها عملیات مؤثر نخواهد بود، بلکه اثر معکوس نیز خواهد داشت و همانند گلوله‌ای خواهد بود که پس از شلیک، کمانه کرده و به شلیک‌کننده‌ اصابت می‌کند. (زورق، 1372)


تحریک


منظور از تحریک، انجام اقداماتی است که بر حالت‌ها و رفتارهای مخاطبان تأثیر می‌گذارد. در این روش، متخصصان عملیات روانی با ارائه پیام‌ها و اطلاعات آگاهی دهنده، به تحریک احساسات مخاطبان می‌پردازند و آن را به سوی اهداف موردنظر خود سوق می‌دهند. حس همدردی، تنفر، خشم و غضب از جمله مفاهیم تعیین‌کننده در این روش است که مورد توجه قرار می‌گیرند. مجریان عملیات روانی با ترسیم چهره بی‌رحم و ضدانسانی دشمن که می‌تواند واقعی یا ساختگی باشد و یا ترسیم پردرد و سختی کشیده قربانین این بی‌رحمی، می‌توانند قوه خشم و غضب مردم خودی و همچنین نیروها و مردم دشمن را بیدار کنند و در همان حال، احساس همدردی با قربانیان و یا بازماندگان آنان را در مخاطبان برانگیزند و از آن بهره‌برداری کنند (شیرازی، 1380، ص 39)

شایعه


عبارت است از انتقال پیام یا خبری از طریق شفاهی (چهره به چهره) که در اندک زمان محدودی می‌تواند در سطح وسیعی از جامعه انتشار یابد، بدون آنکه منبع آن شناخته گردد و یا معلوم شود از کجا سرچشمه گرفته است (مهرداد، 1362) شایعات معمولاً در اطراف دولتمردان ساخته می‌شود و اغلب هم‌سازندگان آنها قابل تشخیص نیستند. شایعه این خصلت را دارد که وقتی سر زبان‌ها افتاد، دیگر قابل کنترل نیست. در جوامعی که کانال‌های رسمی خبر به شدت تحت کنترل است، به ویژه زمانی که مردم نگران هستند، شایعه ایجاد می‌شود و به هنگام انتقال، تغییر می‌یابد و گاه عکس آنچه در آغاز بوده است می‌شود (الیاسی، 1385).

به باور نپ (1981) شایعه نقش مؤثری در جنگ‌های روانی دارد؛ زیرا بدون آنکه برچسب منفی تبلیغات بخورد، شنونده آن را می‌پذیرد. شایعه می‌تواند برای تخریب روحیه و گسترش بی‌اعتمادی و تفرقه میان نیروهای دشمن و متحدان آنها به کار گرفته شود. رواج سوءظن‌های به ظاهر موجه، می‌تواند همکاری حیاتی میان متحدان دشمن را از هم بپاشد. شایعه هرگز چیزی را ثابت نمی‌کند، بلکه از طریق ایجاد فضای بی‌اعتمادی، کار خود را ادامه می‌دهد (حسینی، 1377، ص 50).

القای غم و ناامیدی

غم نوعی حالت روانی است که در اثر عدم تطابق انتظار فرد یا جامعه، با موقعیت و شرایط موجود و کنونی، به وجود می‌آید. برای القای غم سعی می‌شود، تصویر نامطلوب و نامتوازنی نسبت به انتظارات موجود، از موقعیت و شرایط ارائه شده و متقابلاً آرزوها و ایده‌ال‌های فرد یا جامعه دور از دسترس، نشان داده شود. در عملیات روانی، بزرگ نمایی نقاط ضعف و کوچک‌نمایی نقاط مثبت در کنار بزرگ‌نمایی آرزوها و خواست‌ها و کوچک‌نمایی امکانات و دست‌آوردها یکی از روش‌های القای غم و یأس است. القای غم و اندوه یکی از شیوه‌های مهم عملیات روانی است که گرفته شده از درک ماهیت روان‌شناسی و جامعه‌شناسی بوده و تور و تلقین آن به آسانی صورت می‌گیرد. در ضمن در یک گروه هماهنگ و متجانس، معمولاً القای غم آسان‌تر و ساده‌تر منتشر می‌شود؛ زیرا احساسات و عواطف افراد شبیه یکدیگر است. القای غم و اندوه، همچنین در شرایطی که متضمن تغییر و کاهش عاطفی، کاهش تنوع، کاهش زیبایی، کاهش امنیت و امیدواری و افزایش خشونت و افزایش و سوءظن باشد نیز صورت می‌گیرد (کرامر، 1982).

اغراق و مبالغه

در این روش، نقاط ضعف کوچک و بی‌اهمیتی که می‌تواند با تدبیری مختصر حل و برطرف شود، به وسیله نیروی متخاصم، به صورت نواقصی بزرگ و غیرقابل حل جلوه‌گر شده و یا بزرگ‌نمایی هرچه بیشتر به نمایش در می‌آید. اغراق و مبالغه نه تنها می‌تواند در جهت بزرگ نشان دادن نقاط ضعف باشد، بلکه می‌تواند از اهمیت توانایی‌ها و قابلیت‌های نیز کاسته و از طریق کوچک جلوه‌دادن نقاط مثبت، صورت پذیر (سندلر، 1998).

تفرقه

یکی دیگر از شیوه های اجرای عملیات روانی است که با بهره‌گیری مناسب از شگردهایی چون، شایعات و پخش اکاذیب، اغراق و مبالغه، تحریف و سایر ترفندهای مشابه، موجب ایجاد تغییرات موردنظر در اطلاعات افراد یا جامعه هدف اجرای عملیات روانی شده و در نهایت باعث بروز شرایط بحرانی می‌شود. این تغییر اطلاعات معمولاً به کمک ایجاد نوعی بی‌نظمی و گسستگی ذهنی و روحی، سرگردانی فکری، تزلزل، بلاتکلیفی و بی‌تصمیمی که در نهایت منجر به شکستن مقاومت روحی افراد یک جامعه و تضعیف وحدت ملی می‌شود، پدید می‌آید (شیرازی، 1380).
فرضیه‌ها

1- شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی‌زبان از روش‌های مختلف عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کنند.

2- در حوادث بهار 85 آذربایجان، شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی زبان، از روش‌های مختلف عملیات روانی برای تحریف آذری زبانان علیه جمهوری اسلامی کرده‌اند.

3- شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی زبان در حوادث آذربایجان از اصول ادعا، تکرار، سرایت، نهییج و تخدیر استفاده نموده‌اند.

4- بین فراوانی روش‌های عملیات روانی مورد استفاده شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان در حوادث بهار 85 آذربایجان، تفاوت معناداری وجود دارد.

روش


در این تحقیق از دو روش استفاده شده است

1- روش تحلیل محتوا

/ 0 نظر / 147 بازدید