حسن   پورامیرآباد
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسن پورامیرآباد
آرشیو وبلاگ
      مرکز مطالعات و اطلاعات فرهنگ استراتژیک (فرهنگی، اجتماعی و سیاسی)
سخنان رهبر انقلاب اسلامى‏ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌هاى شیراز14/2/1387 نویسنده: حسن پورامیرآباد - ۱۳۸۸/٤/۱٢

تحلیل کلان از انقلاب اسلامی

... آنچه که من این‌جا می‌خواهم به شما عزیزان عرض کنم، اندکى تفصیل در باب آن مطلبى است که در روز اول در جمع عمومى مردم گفتم؛ و آن، نگاه کلان و جمع‏بندى شده‏ى به انقلاب است. چون ما در آستانه‏ى ورود در دهه‏ى چهارمیم؛ نزدیک به سى سال، گذشته. معمولاً در یک چنین دورانى نگاه به یک حادثه- مثل حادثه‏ى عظیم انقلاب- یک نگاه همراه با قضاوت و داورى در مورد کارکردهاست. اگرچه در سى‌سالگى، انقلاب هنوز در عنفوان جوانى است؛ در این شک نیست- نیروى انقلاب بحمداللَّه خیلى زیاد است، مخصوصاً این انقلاب- لیکن در عین حال در دوره‏ى سى‌ساله وقتى انسان نگاه میکند، یک داورى‏اى نسبت به عملکرد و توفیق و کارآمدى براى انسان پیش مى‏آید. ما در این داورى باید اشتباه نکنیم؛ و این جز با یک نگاه کلان امکان‏پذیر نیست.



من مطالبى را در این زمینه عرض میکنم. البته دوست می‌داشتم با تفصیل و جزئیاتِ بیشتر بگویم، منتها وضع هوا و آفتاب یک مقدارى من را متأذى میکند که بخواهم با تفصیل عرض کنم. آنچه هم که من عرض میکنم، شما جوان‌هاى عزیز می‌دانید. شما بنده را هم می‌شناسید. من بارها هم گفته‏ام این چیزهایى که ما عرض میکنیم، به معناى آیه نازل کردن نیست. نه این‌که خیال کنید حالا ما آنچه می‌گوئیم، وحى منزل است؛ نه، من نظرم را می‌گویم و مایلم در محیط‌هاى دانشجویى این‌ها بحث شود. عمده‏ى نظر من این است که بحث خواهد شد. حالا شاید من در پایان جلسه یک جمع‏بندى کامل هم نکنم، با همین نیت که جمع‏بندى را شما بکنید؛ چه در تشکل‌ها، چه در مجموعه‏هاى دانشجوئى، چه با خودتان.
اگر ما نگاه کلان به انقلاب و حادثه‏ى پدید آمدن جمهورى اسلامى بکنیم، جزئى‏نگرى‏ها نمی‌تواند ما را گمراه کند. گاهى جزئى‏نگرى و نگاه نکردن مسیر مستمرِ از ابتدا تا انتها انسان را گمراه میکند؛ حتّى گاهى آدم راه را گم میکند، هدف را گم میکند. نمی‌خواهیم بگوئیم جزئى‏نگر نباشیم؛ چرا، نگرش به جزئیات، یعنى همان برنامه‏ریزى؛ این را ما منکر نیستیم. برنامه‏ریزى، نگاه به فصول مختلف و بخش‌هاى مختلف، یعنى جزئى‏نگرى. می‌خواهیم بگوئیم این نگاه به بخش‌ها و اجزاء و ابعاض موجب نشود که ما غافل بشویم از نگاه به کل. چون نگاه به کل براى ما درس‏آموز است.
من چند تا حلقه براى این بحث در نظر گرفتم، که این‌ها را عرض بکنم. حلقه‏ى اول این است که هدف انقلاب چه بود؟ هدف انقلاب عبارت بود از ساختن یک ایرانى با این خصوصیاتى که عرض میکنم: مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنیت، متدین و بهره‏مند از معنویت و اخلاق، پیشرو در مسابقه‏ى جامعه‏ى عظیم بشرى در علم و بقیه‏ى دستاوردها- که از اول و ازل بین آحاد بشر یک مسابقه است در دستاوردهاى بشرى، در علم و در بقیه‏ى خواسته‏ها و دستاوردهاى بشرى- برخوردار از آزادى با همه‏ى معانى آزادى. آزادى فقط آزادى اجتماعى نیست- اگرچه آزادى اجتماعى، یکى از مصادیق مهم آزادى است- هم آزادى اجتماعى مورد نظر است، هم آزادى به معناى رها بودن و آسوده بودن و آزاد بودن کشور از دست‏اندازى بیگانگان و استیلاى آن‌ها- که گاهى کشور به‌ظاهر مستقل هم هست، اما زیر نفوذ است- و هم آزادى معنوى، که آن رستگارى انسان و تعالى اخلاقى انسان و عروج معنوى انسان است که هدف اعلى‏، این است. همه‏ى کارها مقدمه براى تکامل انسان و عروج انسانى است. این باید در جامعه‏ى اسلامى خود را نشان بدهد.
ایران با این خصوصیات، مطلوب انقلاب بود. شما بپرسید که از کجاى انقلاب، این خصوصیات درمى‏آمد؟ کجا تدوین شد؟ من عرض میکنم از کلمه‏ى اسلامى. اسلام اصلاً همین‏هاست. آن کسى که غیر از این در مورد اسلام تصور میکند، اسلام را نشناخته. آن کسى که تصور میکند اسلام فقط به جنبه‏هاى معنوى، آن هم با برداشت و تلقى خاص از جنبه‏هاى معنوى- عبادت و زهد و ذکر و امثال این‌ها- می‌پردازد، به دنیاى مردم، به لذات مردم، به خواسته‏هاى بشرى مردم نمی‌پردازد، او اسلام را درست نشناخته؛ اسلام این‌جورى نیست. همه‏ى این چیزهایى که گفتیم؛ هم آن چیزى که مربوط به مسائل دنیایى جامعه است- مثل عدالت، مثل امنیت، مثل رفاه، برخوردارى از ثروت، برخوردارى از آزادى و استقلال- هم آنچه که مربوط به مسائل اخروى است؛ مثل رستگارى، تقوا، پرهیزگارى، رشد اخلاقى، تکامل معنوى انسان، در کلمه‏ى اسلامى مندرج است.
آیه‏ى قرآن به ما می‌فرماید که: «و لو انّ أهل القرى امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الأرض»؛ ایمان و تقوا که باشد، برکات آسمان و زمین جارى خواهد شد. برکات آسمان، همان فتوح معنوى است، همان رحمت الهى است، همان تقرب الى‏اللَّه است، همان استغفار ملائکه‏ى آسمان و حمَله‏ى عرش براى بندگان خدا در روى زمین است. برکات ارض، یعنى همه‏ى آنچه که به زندگى زمینى انسان ارتباط پیدا میکند؛ یعنى آزادى، یعنى رفاه، یعنى استقلال، یعنى امنیت، یعنى سعه‏ى رزق، سلامت بدن و از این قبیل. اگر ایمان و تقوا باشد، هم آن برکات و هم این برکات براى بشر وجود دارد. این، اسلام است. پس وقتى که گفتیم انقلاب اسلامى، معنایش این است که عرض شد.
خوب، این چیزى بود که در انقلاب بود؛ می‌خواستیم ایرانى بسازیم با این خصوصیات. این مطلب یک اضافه‏اى دارد و آن این است که مسئله فقط ایران هم نبود؛ ایران به‌عنوان یک الگو براى جوامع اسلامى در درجه‏ى اول و همه‏ى جوامع بشرى در درجه‏ى بعد، مورد نظر بود. ما می‌خواستیم این جامعه را با این خصوصیات بسازیم- ما یعنى ملت ایران، انقلاب ایران، انقلابیون ایران؛ منظور، شخص بنده و چند نفر دیگر نیست- و آن را بگذاریم جلوى چشم آحاد بشر و امت اسلامى؛ بگویند این است که هم مطلوب اسلام است و هم میسور مردم این روزگار است. این‌جور نباشد که خیال کنند بله، این مطلوب هست، اما میسور نیست؛ که می‌گفتند در دوران مبارزات نهضت اسلامى. بعضى از کسانى که نیت‌هاى خوبى هم داشتند، می‌گفتند آقا بیخود چرا زحمت میکشید، فایده‏اى ندارد؛ بله، این حرف‌هاى شما درست است اما شدنى نیست. انقلاب می‌خواست به همه‏ى کسانى که در هر نقطه‏اى از دنیاى اسلام هستند، نشان بدهد که این الگو تحقق‏یافتنى و شدنى است؛ این هم نمونه‏اش. این آن چیزى بود که به عنوان هدف انقلاب وجود داشت. این هدف از اول بود، به شما عرض کنم که امروز هم همین هدف هست، در آینده هم همین هدف خواهد بود؛ این هدف ثابت است. این حلقه‏ى اولِ بحث ما.
حلقه‏ى دوم بحث این است که این هدف را انقلاب اسلامى داشت؛ ما در خلأ که زندگى نمیکنیم، ما در یک واقعیاتى داریم زندگى میکنیم؛ این واقعیات چقدر براى رسیدن به این هدف‌ها کمک بود یا مزاحمت بود؟ یقیناً اگر مزاحم‌هایى که حالا می‌شمارم وجود نداشت، رسیدن به این هدف، زمان زیادى نمی‌خواست. شاید در طول پنج سال، ده سال یک گروه متشکل قوى می‌توانستند این اهداف را برآورده کنند؛ منتها در سر راه انسان موانع وجود دارد. اساساً همین وجود مانع است که به تلاش انسان معنا و حقیقت معنوى می‌بخشد و اسمش می‌شود جهاد؛ والّا اگر مانع نبود، جهاد معنى نداشت. جهاد یعنى جد و جهد همراه با زحمت و چالش با موانع.
این موانع چه بودند؟ ما دو نوع موانع داشتیم: یکى موانع درونى، یکى موانع بیرونى. موانع درونى یعنى چه چیزهایى؟ یعنى آن چیزهایى که در درون خود ما انسان‌ها- چه تصمیم‏گیران‌مان، چه آحاد مردممان، چه ناظرین بیرون از گود مبارزه و انقلاب- وجود دارد؛ این‌ها موانع درونى است. موانع درونى، ضعف‌هاست؛ ضعف‌هاى فکرى است، ضعف‌هاى عقلانى است، راحت‏طلبى است، آسان‏گرایى است، آسان‏پندارى است؛ این گاهى اوقات خودش یکى از موانع تحقق آن چیز است. باید برآورد و تقویم نسبت به کار و مشکلات کار، مطابق با واقع یا لااقل نزدیک به واقع باشد. آسان‏پندارى هم مثل آسان‏گیرى و سهل‏انگارى است؛ آن هم یکى از موانع راه است. گریز از چالش هم یکى از ضعف‌هاى درونى ماست. به گریز از چالش، به غلط می‌گویند عافیت‏طلبى. عافیت‏طلبى چیز خوبى است. عافیت یکى از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى الهى است؛ «یا ولىّ العافیة نسئلک العافیة؛ عافیة الدّنیا و الأخرة». عافیت به معناى پنجه نیفکندن نیست؛ به معناى درست عمل کردن، به‌جا قدم گذاشتن، به‌جا ضربت زدن و به‌جا عقب کشیدن است. عافیت از بلا، مثل این است که بگوییم عافیت از گناه. بنابراین عافیت‏طلبى چیز بدى نیست؛ لیکن به غلط به گریز از چالش می‌گویند عافیت‏طلبى؛ یعنى در واقع همان راحت‏طلبى، مواجهه‏ى با مشکلات را زشت و ناپسند دانستن، آماده نبودن براى مواجهه‏ى با مشکلات. این‌ها ضعفهاى درونى ماست.
یکى دیگر از ضعف‌هاى درونى عبارت است از تربیت‌هاى اجتماعىِ موجود و عادت‌هاى تاریخى، که این‌ها در ما ملت ایران در آغاز انقلاب بود. شما جوان‌ها شاید از حالات روانى و تربیت‌هاى تاریخىِ ما در هنگامى که انقلاب پیروز شد، تصویر درستى نداشته باشید. امروز ما مى‏بینیم که عنوان «ما می‌توانیم» در همه هست. واقعاً هم اگر بگویند آقا شما می‌توانید بزنید روى دست صنعتگران پیشروِ دقیق‏ترین و ظریف‏ترین صنایع دنیا، شما می‌گویید بله؛ اگر همت کنیم، تلاش کنیم، می‌توانیم. واقعاً جوان دانشمندِ مسلمانِ در جمهورى اسلامى خودش را قادر بر هر کارى می‌داند؛ این در اول انقلاب اینجور نبود. تربیت‌هاى قبلى درست عکس این بود. هر کارى که مطرح می‌شد، می‌گفتند آقا ما که نمی‌توانیم! آقا فلان چیز را بسازید، می‌گفتند ما که نمی‌توانیم! با فلان شعار غلط در دنیا مقابله کنیم، می‌گفتند آقا ما که زورمان نمی‌رسد، ما که نمی‌توانیم! «ما می‌توانیمِ» امروز، آن روز «ما نمی‌توانیم» بود. این، آن تربیت اخلاقى و تاریخىِ بازمانده‏ى از دوران گذشته است.
توسرى خورى، شنیدن زور، دیدن فسق در کسانى که از آن‌ها جامعه توقع عدالت و انصاف و طهارت و پاکیزه‏دامنى دارد، عادت شده بود. یعنى اگر در دوران پیش از انقلاب مى‏آمدند به مردم می‌گفتند آقا فلان مسؤول عالى کشور- حالا شخص اول که خود شاه بود- یا وزرا یا مسؤولین فلان عیاشى را کردند، فلان فسق را کردند، فلان عمل زشت و ناهنجار را انجام دادند، مردم تعجب نمیکردند؛ می‌گفتند خوب، هست دیگر؛ معلوم است! یعنى عادت کرده بودند به این‌که مسؤولانى را که باید پاک باشند و پاک‌دامن باشند، آلوده‏دامن و ناپاک ببینند.
ما تعجب میکردیم از این‌که در صدر اسلام چطور یک خلیفه مست رفت براى مردم نماز صبح خواند! هم درباره‏ى خلیفه هست، هم درباره‏ى یکى از امراى منصوب از قِبل یک خلیفه. این در تاریخ اسلام هست و معروف و مسلّم هم هست. نماز صبح دو رکعت است؛ اما او چون سرِ کیف بود، شش رکعت خواند. گفتند آقا نماز صبح را زیادى خواندى؛ گفت بله، حالم خوش است؛ اگر بخواهى، بیشتر هم می‌خوانم! این در تاریخ بود. در آن زمان مردم می‌دیدند که خلیفه یک چنین فسقى را دارد انجام می‌دهد اما تحمل میکردند و بى‏تفاوت از مقابل این قضیه می‌گذشتند. زمان ما هم همین‏جور بود. در دوره‏ى طاغوت- که ماها تا قبل از پیروزى انقلاب با طاغوت مواجه بودیم- قضیه همین‏جور بود. مردم تعجب نمیکردند از این‌که پادشاه کشور اسلامى فسق کند، فجور کند، باده‏گسارى کند، کارهاى هرزه انجام دهد.
شاید من قبلاً گفته باشم که یکى از علماى بزرگ تبریز که مرد بسیار دانشمند و عالمى بود و بنده هم او را دیده بودم- استاد پدر ما بود- پیرمردى بود بسیار عالم اما بسیار ساده! من یک وقتى رفته بودم تبریز، شاگردان و دوستانِ علاقه‏مند خود ایشان نقل میکردند؛ می‌گفتند یک وقتى محمدرضا در دوره‏ى جوانى‏اش آمده بود تبریز، رفته بود سراغ این آقا. احترام کرده بود از این آقا، رفته بود توى آن مدرسه‏اى که این آقا تدریس میکرده. بعد که محمدرضا رفته بود، این آقاى عالم- که عالم هم بود، متقى هم بود، منتها ساده بود- مجذوب شاه شده بود و از او تعریف میکرد. دوستان گفته بودند آقا شما که از این شخص تعریف میکنید، این مرد این کارهاى خلاف را انجام می‌دهد- حالا کارهایى که در نظر آن عالم، خیلى بزرگ باید می‌نمود؛ مثلاً او شراب می‌خورد- گفته بود خوب، شاه است دیگر؛ می‌خواهى شراب نخورد؟! گفته بودند آقا مثلاً قماربازى میکند، گفته بود شاه است دیگر؛ پس می‌خواهى مثلاً چه بازى کند؟! عرف این بود که چون شاه است، چون وزیر است، پس باید بتواند فسق کند، فجور کند، ناپاکى از خودش نشان بدهد. این جزو عاداتى بود که در جامعه‏ى ما وجود داشت. این‌ها همان موانع درونى است؛ این‌ها آن چیزهایى است که در مقابل رسیدن به یک هدف و مقصود والا عایق ایجاد میکند.
خشم و شهوت‌هاى بى‏مهار و تربیت نشده، دلبستگى به عادات و عقاید خرافىِ میراثى و بد فهمیدن دستور دین جزو ضعف‌هاى درونى است. بعضى‏ها خیلى از چیزها را نمی‌فهمیدند. مبارزه میکردیم؛ بعضى‏ها به استناد روایاتى که هر پرچمى که قبل از برافراشته شدن پرچم حضرت مهدى(ارواحنا فداه) برافراشته شود، در آتش است، با مبارزه مخالف بودند. می‌گفتند آقا شما قبل از مبارزه‏ى حضرت صاحب‏الزمان(عجّل اللَّه فرجه) می‌خواهید مبارزه شروع کنید؟ خوب، این پرچم مبارزه را که بلند میکنید، در آتش است. معناى حدیث را نمی‌فهمیدند. یک عده‏اى از صدر اسلام، از زمان ائمه(علیهم‏السّلام) که شنیده بودند مهدى ظهور خواهد کرد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، ادعاى مهدى‏گرى میکردند؛ بعضى بر خودشان هم امر مشتبه بود. بد نیست بدانید هم در بنى‏امیه ادعاى مهدویت بود، هم در بنى‏عباس بود، هم در افراد دیگرى که چه در زمان بنى‏عباس و چه در زمان‌هاى بعد تا امروز وجود داشتند، ادعاى مهدویت وجود داشت. بله، این پرچم مهدویت را کسى بلند کند، در آتش است. این معنایش این نیست که مردم با ظلم مبارزه نکنند، مردم براى تشکیل جامعه‏ى الهى و جامعه‏ى اسلامى و علوى مبارزه و قیام نکنند. این، بد فهمیدن دین است.
‏این‌ها همه موانع درونى‏اى بود که بعد از آن‌که انقلاب پیروز شد، ما ملت ایران با این زمینه‏ها می‌خواستیم کشور را به سمت آن اهداف ببریم. خوب، این‌ها هر کدامش یک مانع بود. البته این‌ها برطرف شدنى بود، نه این‌که برطرف شدنى نبود؛ خیلى‏اش هم با تبیین برطرف شد. لذا در مبارزات اسلامى، تبیین خیلى نقش دارد. من این را به شما جوانانى که احساس مسؤولیت میکنید، توى پرانتز عرض میکنم که تبیین خیلى اهمیت دارد. در مبارزات اسلامى، در همه حال تبیین- بیان واقعیت و رساندن واقعیت؛ تبلیغ، بلاغ- خیلى اهمیت دارد و این را نباید از دست داد؛ برخلاف تفکر مارکسیستى که آن روز رایج بود و اعتقاد به تبیین نداشتند؛ می‌گفتند مبارزه یک سنت است، تحقق خواهد یافت؛ چه شما بخواهید، چه نخواهید؛ چه بگویید، چه نگویید. یعنى دیالکتیکى که آن‌ها تفسیر کرده بودند، لازمه‏اش این بود که این مبارزه، احتیاج به تبیین ندارد.
در سال 49 یک جوانى از همین کسانى که مشهدى بود، با ما هم آشنا بود، وابسته‏ى به یکى از همین گروهک‌هایى بود که آن روز تازه سر بلند کرده بودند، کمونیست بودند- گروه جنگل و امثال این‌ها- یک‌جایى با من ملاقات کرد؛ شرح داد که می‌خواهیم این کارها را بکنیم. من گفتم توى این زمینه‏ى اجتماعى که نمی‌شود؛ یک قدرى با مردم صحبت کنید، تبیین کنید، حرف بزنید، به مردم تفهیم کنید چه‏کار می‌خواهید بکنید. با کمال بى‏اعتنایى گفت: آن روش اسلامى است! بله، روش اسلامى همین است. روش اسلامى تبیین است و همین تبیین‏ها موجب شد که انقلاب اسلامى بر بسیارى از این پیش‏زمینه‏هاى تاریخى و تربیت‌هاى غلط فائق بیاید و فائق آمد. البته در بعضى‏اش هم هنوز فائق نیامدیم که آن انگیزه‏هاى دیگرى دارد- مثل این مصرف‏گرایى و اسراف و این چیزها که حالا گفتند- این جزو میراث‌هاى ما از گذشته است و متأسفانه این میراث را نگه داشتیم. ما ملت ایران باید این جامه‏ى ناسازِ بى‏اندامِ زشت را از تنمان بیرون بیاوریم. ما خیلى مصرف‏زده هستیم؛ باید این را حلش کنیم. همه باید دست به دست هم بدهند و این قضیه را حل کنند. البته صدا و سیما هم بلاشک نقش دارد. خوب، این‌ها عوامل درونى بود.
آن‏وقت عوامل بیرونى است، که دیگر إلى ماشاءاللَّه وجود داشته است. همه‏ى کسانى که به نحوى از انقلاب یا از هدف‌هاى انقلاب متضرر می‌شدند، این‌ها جلوى انقلاب ایستادند. از امنیت یک عده‏اى متضرر می‌شوند، از عدالت یک عده‏اى متضرر می‌شوند، از نفى حاکمیت طاغوت یک عده‏اى متضرر می‌شوند، از نفى سلطه‏ى بیگانه یک جماعتى متضرر می‌شوند، از نفى استبداد یک عده‏اى متضرر می‌شوند. این‌ها را شما می‌دانید؛ توضیح لازم ندارد. کى‏ها از عدالت یا از استقلال یا از آزادى و امثال این‌ها متضرر می‌شوند؟ این‌ها همه در مقابل انقلاب صف کشیده‏اند. تا الان هم این صف‏کشى ادامه دارد.
اول انقلاب شما جوان‌ها یادتان نیست. سال اول انقلاب تقریباً در چهارگوشه‏ى کشور با شعار قومیت، کانون‌هاى جنگ و درگیرى به‌وجود آمد. در بلوچستان، در کردستان، در ترکمن‏صحرا، در نقاط مختلف؛ با بهانه‏ى قومیت. دنبالش می‌رفتند، می‌دیدند این اقوام هیچ‌کدامش با اسلام و با انقلاب اسلامى مسئله‏اى ندارند. من خودم در بلوچستان زندگى کرده بودم. آن‌جا تبعید بودم و بلوچ‌ها را می‌شناختم. می‌دانستم این‌ها با انقلاب کوچک‌ترین مسئله‏اى ندارند؛ اما یک عده‏اى به نام بلوچ و با یک استفاده و ترفندى با انقلاب درافتادند. عین همین قضیه در مورد کردستان بود. عین همین قضیه در مورد ترکمن‏صحرا بود. بعد تحریکات این‌ها روشن شد، معلوم شد که از کجا تحریک می‌شوند. خوب، این‌ها موانعى بودند که جلو راه انقلاب را می‌گرفتند. این‌طور نبود که این اتومبیل در جاده‏ى آسفالته بتواند درست حرکت کند.
بعد از این مسئله‏ى قومیت‌ها، تنافس‌هاى درونى خود ماها بود با یکدیگر، که آن‏هم یک ماجراى تلخ و بدى دارد؛ ماجراى ملال‏آورى دارد. بعد جنگ تحمیلى بود؛ هشت سال. شما ببینید این نیروى متراکمى که ملت ما در مقابله‏ى با دشمن گذاشت و توانست دشمن را به زانو دربیاورد- نه فقط صدام را بلکه آن کسانى که پشت سر صدام بودند، این‌ها به زانو درآمدند در مقابل انقلاب اسلامى- اگر در خدمت به سمت هدف‌هاى عمرانى و آبادانى و سازندگى جمهورى اسلامى بنا بود قرار بگیرد، چقدر کار پیش می‌رفت؟ البته ما از تحمیل جنگ سود بردیم. ما از این تهدید به مثابه‏ى بهترین فرصت‌ها استفاده کردیم. ملت ایران این تهدید را به معناى حقیقىِ کلمه تبدیل کرد به یک فرصت بزرگ، یک آزمایشگاه عظیم؛ یک میدان عظیمِ تجربه‏ها شد و خیلى برکات عاید شد اما واقعیت قضیه هم این بود که تحمیل جنگ بر یک کشور مشکلات را درست می‌کند.
بنابراین انحصارطلبان جهانى از یک طرف، اشرار داخلى از یک طرف، توطئه‏هاى ابرقدرت‌ها از یک طرف، دست اغواگر تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادىِ آن ابرقدرتى که دستش از ایران با انقلاب اسلامى کوتاه شده بود از یک طرف- یعنى آمریکا که تا امروز هم ادامه دارد- این‌ها همه در مقابل این حرکت عظیم ملت ایران ایستادند. با وجود این موانع، حالا بیایید ارزیابى کنید ببینید حرکت انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى به سمت آن هدف‌ها چطور بوده؟ من اگر بخواهم ارزیابى کنم، عملکرد را بسیار خوب می‌دانم. جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى عملکردش یک عملکرد با نمره‏ى بسیار خوب است. در مقابل این‌همه مشکلات مگر طاقت مى‏آورند؟ در دوره‏ى ما حوادث جابه‏جایى قدرت در آفریقا و در آسیا و در خیلى جاها انجام گرفته بود؛ هیچ‌کدام طاقت نیاوردند. در دوران قبل از ما هم انقلاب‌هاى بزرگ دنیا- مثل انقلاب کبیر فرانسه، مثل انقلاب اکتبر شوروى- در مقابل این حوادث گوناگون هیچ‌کدام طاقت نیاوردند، یعنى از همان اول منحرف شدند.
خصلت مردمى بودن، خصلت اسلامى بودن، خصلت آرمان‌گرا بودن، اینى که جوان انقلابىِ امروز بعد از سى سال این‌جا مى‏ایستد، آرمان‌هاى انقلاب را به‌عنوان آرزوها و مطالبات خودش در میان می‌گذارد و با صداى بلند مطرح می‌کند، این خیلى توفیق بزرگى است براى انقلاب. هرگز در انقلابهاى دیگر این‌طور نبود. شما نگاه کنید آثار ادبى قرن نوزدهم فرانسه را. در آخر قرن هیجدهم انقلاب کبیر فرانسه انجام گرفته؛ در اوائل قرن نوزدهم ناپلئون سر کار آمده. آن‏وقت شما آثار ادبى اواسط قرن یعنى مثلاً 1830، 1840 را که زیاد هم هست؛ هم شعر، هم رمان، نگاه کنید، خواهید دید که آن‌ها بعد از سى سال از پیروزى انقلابشان در چه وضعى بودند؛ یک استبداد مطلق، یک فساد مطلق، یک تبعیض طبقاتى بسیار وحشت‏انگیز آن‏وقت وجود داشته؛ با این‌که آن‌جا هم شعار عدالت بود، شعار مساوات بود، شعار نفى استبداد بود. بدتر از او انقلاب اکتبر شوروى. در زمان ما هم که این اتفاق‌هایى که افتاد- اسمش البته انقلاب بود؛ اما غالباً کودتا بود یا این‌که گروه مسلحى آمدند سر کار؛ مثل کوبا و جاهاى دیگر- غالب این‌ها همان حالتى را که عرض کردم، داشتند؛ یعنى طاقت نیاوردند و نتوانستند در مقابل این موانع بایستند. این توفیق انقلاب اسلامى یک توفیق بى‌نظیرى است.
خوب، حالا بینید این موانع را. همه‏ى این موانع جزو سنت‌هاى الهى است. وجود این موانع تصادفى نیست. این‌ها سنت الهى است؛ یعنى تلاش و حرکت با مانع مواجه است والّا جهاد معنا نمی‌داشت: «و کذلک جعلنا لکلّ نبىّ عدوّا شیاطین الإنس و الجنّ یوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غروراً»؛ در همه‏ى دعوت‌هاى انبیا، دشمنان- موانع- از جن و انس وجود داشتند. در آیه‏ى دیگر: «و کذلک جعلنا فى کلّ قریة أکابر مجرمیها لیمکروا فیها و ما یمکرون إلّا بأنفسهم». در درون جوامع، طبقاتى که وجود آن‌ها مایه‏ى فساد، مایه‏ى مکر بوده است؛ این‌ها جزو سنت‌هاست. یعنى هرگز انبیاء نگفتند ما آن‏وقتى که جاده صاف است وارد میدان می‌شویم؛ نه، در همین فضا و صحنه‏ى به‌شدت درگیر و دشوار، آن‌ها وارد شدند؛ مثل جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى. اما متقابلاً سنت الهى هم این است که اگر حرکت نبوى، حرکت الهى که مصداقش انقلاب اسلامى است، به کار خود ادامه بدهد و دنبال‌گیرى کند، بر همه‏ى این موانع فائق خواهد آمد؛ این هم سنت الهى است. در سوره‏ى مبارکه‏ى فتح آمده است: «و لو قاتلکم الّذین کفروا لولّوا الأدبار ثمّ لایجدون ولىّ و لا نصیراً. سنّة اللَّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللَّه تبدیلاً»؛ اگر بایستید، اگر استقامت کنید، اگر هدف را گم نکنید، اگر تلاش را متوقف نکنید، بدون تردید غلبه در این عرصه با شماست. حاصل حرف من همین است با شما جوانان عزیز.
امروز بدون تردید همه‏ى آن صف‏آرایى‏هایى که روز اول علیه این انقلاب بود، وجود دارد؛ بعضى شکل عوض کرده، بعضى صف‏آرایى‏ها هم به‌مرور زمان اضافه شده است. امروز متأسفانه همان‏طور که این جوان‌ها گفتند، مصرف‏گرایى و مسابقه‏ى تجمل‏پرستى و مسابقه‏ى پول درآوردن و تلاش براى پول کردن، یک طبقه‏ى جدیدى درست کرده. نظام اسلامى با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقاى جامعه به خطر خواهد افتاد؛ اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد. این یک اصل اسلامى است. اما اینى که آحاد مردم دلشان لک بزند براى مسابقه‏ى اشرافی‌گرى، براى تجمل‏پرستى، این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزى است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان‏طور که قبلاً هم گفته‏ام: اسراف و مصرف‏گرایى افراطى.
و آن صف آرایى‏هاى بیرونى هم وجود دارد. الان شما هم مى‏بینید آمریکا با همه‏ى توان خودش امروز در مقابل ملت ایران ایستاده است. این همه‏ى توان آمریکاست؛ توان تبلیغاتى، توان سیاسى، توان اقتصادى، نفوذ بین‏المللى. بعضى تصورشان این است که در درون آمریکا دولت‌هاى آمریکایى احتیاج دارند به این‌که در بیرون خودشان یک دشمن داشته باشند. براى همین است که نظام اسلامى را دائم بزرگ می‌کنند؛ جمهورى اسلامى را به‌عنوان یک خطر بزرگ معرفى می‌کنند. این البته درست است.
یکى از سیاست‌هاى رهبران آمریکا همین است که براى این‌که مشکلات درونى، تبعیض‏هایى که وجود دارد، اختلاف طبقاتى‏هاى عجیبى که وجود دارد، گرفتارى‏هاى فراوانى که مردم آمریکا دارند، براى این‌که مردم را از این مسائل منصرف کنند، همیشه یک دشمنى در بیرون لازم دارند. این را فهمیده‏ایم و اطلاع داریم؛ اما مسئله‏ى بزرگ کردن ایران یک مسئله‏ى بنیانى است در تفکر سیاست‌مداران سلطه در آمریکا؛ حقیقتاً همین‏طور است. قوام آن‌ها به تجاوزطلبى و به سلطه و دست‏اندازى به این‌جا و آن‌جاى دنیاست. دولت‌ها را قانع کردند، ملت‌ها را هم ساکت کردند. تنها پرچمى که در مقابل آن‌ها ایستاده است، دولت و ملت- بدون تفاوت- کجاست؟ جمهورى اسلامى. آحاد مردم و دولت، همراه آن‌ها؛ و رئیس جمهور، همراه آن‌ها؛ و مسؤولین کشور، همراه آن‌ها، بدون تقیه ظلم را نفى می‌کنند، تبعیض را نفى می‌کنند، دست‏اندازى را نفى می‌کنند. این خطر بزرگى است براى آن قدرتى که به درون حصارهاى ملىِ خودش، خودش را محدود نمی‌کند. چون فریاد این ملت، قیام این ملت براى ملت‌هاى دیگر بیدارکننده است، هشداردهنده است؛ کما این‌که بوده تا حالا؛ کما این‌که این بیدارى به‌وجود آمده است. خوب، این‌ها احساس خطر می‌کنند. همه‏ى تلاششان را هم گذاشته‏اند، ولى با همه‏ى این‌ها ملت ایران، شما جوانان، شما دانشجویان می‌توانید در مقابل همه‏ى این‌ها بایستید و بر همه‏ى این‌ها غلبه پیدا کنید؛ اما شرائطى دارد.
ما امروز از بیست سال قبل، از سى سال قبل خیلى جلوتریم، تجربه‏مان بیشتر است، مدیریت‌هایمان قوی‌تر است، توانایى‏هاى علمى ما به‌مراتب جلوتر است، قدرت تحرک اقتصادى‏مان به‌مراتب از آن روز بیشتر است، تصورات ما از پیشرفت نسبت به آن روزها خیلى بهتر است. در دهه‏ى اول، پیشرفت را بسیارى از انقلابیون در الگوى چپ- چپ دهه‏ى شصت، یعنى الگوى گرایشمند به سوسیالیسم- می‌دیدند. هر کس هم مخالفت می‌کرد، یک تهمتى، لکه‏اى، چیزى متوجهش می‌کردند. یک عده‏اى از مسؤولین، دست‏اندرکاران، فعالین عرصه‏ى کار در جمهورى اسلامى، نگاهشان نگاه حاکمیت دولت و مالکیت دولت بود؛ خوب، این نگاه، نگاه غلطى بود. نگاه به پیشرفت کشور از زاویه‏ى دید تفکر شرقىِ سوسیالیستىِ چپ محسوب می‌شد؛ این غلط بود. البته غلط بودن این خیلى زود فهمیده شد، حتّى آن کسانى که آن روز مروج همین دیدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به یک تفریط حالا تبدیل شد.
یک برهه‏اى از زمان، نگاه به پیشرفت، نگاه غربى بود؛ یعنى همان راهى که آن‌ها رفتند، این‌ها هم باید بروند؛ تصورشان این بود. خودشان را در حدِ انگلیس و فرانسه و آلمان هم نمی‌دیدند؛ در حد همین کشورهایى مثل کره‏ى جنوبى می‌دیدند. این هم رد شد. امروز در ذهن و فکر مسؤولان و به‌صورت یک گفتمان عمومى در ذهن نخبگان و فرزانگان، نقشه‏ى پیشرفت غربى کشور رد شده است؛ غلط از آب درآمده است. علتش هم این است که انتقاد از نقشه‏ى پیشرفت به شیوه‏ى غربى، امروز مخصوص ملت‌هاى شرق نیست، مخصوص ما نیست. خودِ اندیشمندان غربى، خودِ فرزانگان غربى، زبان به انتقاد گشوده‏اند؛ هم در زمینه‏هاى اقتصادى، هم در زمینه‏هاى اخلاقى، هم در زمینه‏هاى سیاسى. همان چیزى که به آن افتخار می‌کردند به‌عنوان لیبرال دموکراسى، امروز مورد انتقاد است. پس این هم نقشه‏ى پیشرفت نیست. امروز ما این‌ها را می‌دانیم. البته نقشه‏ى پیشرفت اسلامى- ایرانى چیست؟ این باید تدوین شود، باید روشن شود، باید ابعاد و زوایایش مشخص شود؛ این کار به‌طور کامل انجام نگرفته است و باید بشود. اما همینى که ما فهمیده‏ایم که باید برگردیم به نقشه‏ى اسلامى- ایرانى، این خودش موفقیت بزرگى است. این موفقیت را امروز داریم.
خوب، این مسیر پیشرفت است. مسیرِ پیشرفت، مسیر غربى نیست، مسیر منسوخ و برافتاده‏ى اردوگاه شرقِ قدیم هم نیست. بحران‌هایى که در غرب اتفاق افتاده است، همه پیش روى ماست؛ می‌دانیم که این بحران‌ها گریبان‌گیر هر کشورى خواهد شد که از آن مسیر حرکت کند. پس ما بایستى مسیرِ مشخصِ ایرانى- اسلامى خودمان را در پیش بگیریم و این را با سرعت حرکت کنیم؛ با سرعت مناسب.
راه حلى که بر اساس این مقدمات وجود دارد، این راه حل را شما باید پیدا کنید. شما باید به نتیجه برسید، به این استنتاج برسید، اما آنچه که من می‌توانم به‌عنوان راهنمایى و راهبرد کلى به شما عرض کنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پیگیر است. شما که در دانشگاهید، فعالیت شما فعالیت دانشگاهى است؛ باید درس بخوانید، تحقیق کنید، به فکر نظریه‏سازى باشید. الگو گرفتن بى‌قید و شرط از نظریه‏پردازهاى غربى و شیوه‏ى ترجمه‏گرایى را غلط و خطرناک بدانید. ما در زمینه‏ى علوم انسانى احتیاج داریم به نظریه‏سازى. بسیارى از حوادث دنیا حتّى در زمینه‏هاى اقتصادى و سیاسى و غیره، محکومِ نظرات صاحب‌نظران در علوم انسانى است؛ در جامعه‏شناسى، در روان‏شناسى، در فلسفه؛ آن‌ها هستند که شاخص‌ها را مشخص می‌کنند. در این زمینه‏ها ما باید نظریه‏پردازى‏هاى خودمان را داشته باشیم و باید کار کنیم؛ باید تلاش کنیم؛ دانشجو باید تلاش کند. دانشجو و محیط دانشگاه باید نگاه کلان به هدف‌هاى انقلاب داشته باشد؛ دنبال آن‌ها برود.
مراقب باشید دشمن نتواند از محیط دانشگاه و از عنصر دانشجو و استاد استفاده کند. این آن چیزى است که من روى آن تأکید می‌کنم. مى‏بینید یک حادثه‏ى کوچکى اتفاق مى‏افتاد، حالا در همین دانشگاه خودتان، یک تعدادى مثلاً شاید در یک قضیه‏اى گله‏مندند، معترضند؛ ببینید بلافاصله در دنیا روى آن تفسیر می‌گذارند، تحلیل می‌گذارند، نه با جهتى که آن دانشجو به خاطر آن جهت این حرکت را انجام داده، این اقدام را کرده بلکه درست در نقطه‏ى مقابل آن جهت. یعنى حاکمیت را، نظام را، اسلام را زیر سؤال می‌برند با این وسائل. باید هشیار بود؛ در محیط دانشگاه این هشیارى از همیشه لازم‌تر است.
یک عنصر دیگرى که باز با جوان‌ها باید در میان گذاشت، مسئله‏ى تدین است. جوان‌هاى عزیز! تدین، رعایت دینى، در حد وسع و امکان، این مایه‏ى توجهات الهى است؛ مایه‏ى توفیقات انسانى است؛ مایه‏ى پیشرفت است؛ این را دست‌کم نگیرید. من می‌خواهم بگویم شما اگر فلان فرمول ریاضى، یا فلان عنصر شیمیایى، یا فلان اختراع را به‌وجود مى‏آورید یا کشف می‌کنید و پیدا می‌کنید و حل می‌کنید، در همان حال توجه‏تان به خدا، به شما کمک خواهد کرد. اولاً خداى متعال مدد می‌کند شما را؛ کارها دست خداست.
شاید گفته باشم من، آن روزى که همین مسئله‏ى سلول‌هاى بنیادى را جوان‌هاى ما داشتند دنبال می‌کردند و کشف می‌کردند، خدا رحمت کند مرحوم مهندس کاظمى، رئیس این مؤسسه‏ى رویان آمده بود با همان جمع پیش من گزارش می‌داد. گفت من تلفن کردم که ببینم مهندس جوانى که مشغول تعقیب این قضیه بود، کار را به کجا رسانده- چون مثلاً دیروز گفته بود که فردا کار را تمام می‌کنیم- خانمش بود، گوشى را برداشت و گفت آقاى مهندس آن نقطه‏ى آخر را توانسته پیدا کند و افتاده به سجده، دارد گریه می‌کند. وقتى مرحوم مهندس کاظمى این قضیه را می‌گفت، هم خودش گریه‏اش گرفت، هم آن جوان که در مجلس بود، گریه‏اش گرفت. بنا کردند گریه کردن. نقش معنویت را دست‌کم نباید گرفت.
با توجه به خدا و تقرب به خدا، با توسل به دامان قدس الهى و ذیل عنایت الهى می‌توان خیلى کارهاى دشوار را انجام داد. شماها جوانید. شما با ما فرق دارید؛ این را به شما بگویم. شما خیلى از این جهت جلوتر از ما هستید. دل‌هاى شما پاک، نورانى، بى‏تعلق، بى‏آلایش، مثل یک آئینه‏ى روشن، بلافاصله نور را منعکس می‌کند؛ آلوده نشده‏اید؛ این را قدر بدانید. با خداى متعال رابطه برقرار کنید. با نماز، با نافله، با تلاوت قرآن، با دعا، با صحیفه‏ى سجادیه. این صحیفه‏ى سجادیه پر از معارف دینى است. با این کار بنیه‏ى دینى و انقلابى خودتان را هم محکم می‌کنید. جوان ما اگر بنیه‏ى دینى‏اش مستحکم باشد، خیلى از این کسانى که در همین شهر شیراز شما و در استان فارس و سراسر کشور- این‌جا هم من خبرهایش را دارم- مشغول تلاشند براى منحرف کردن ذهن‌ها به سمت‌هاى گوناگون، وقتى دیدند جوان ما محکم است، می‌کشند کنار.
امروز در همین شهر شما و در جاهاى دیگر که حالا نمی‌خواهم زیاد قضیه را باز کنم، شاید خود شماها خیلى خوب می‌دانید؛ از عرفان‌هاى مادىِ پوچِ بى‏محتوا گرفته تا ادیان منسوخ، تا سازمان‌هایى که اسمش دین است، باطنش سازمان سیاسى است، مشغول تلاشند، مشغول کشمکش‌اند براى این‌که از این مجموعه‏ى انبوه نیروى اسلامى هرچه می‌توانند، بکَنند؛ کم کنند. جوان ما وقتى بنیه‏ى فکرى و اعتقادى‏اش محکم بود، او هم می‌فهمد که دیگر نباید دنبال جوان ما بیاید. این استحکام بنیه‏ى اعتقادى با همین توجه‏ها، با همین تضرع، توسل به پروردگار، در همین دعاهاى صحیفه سجادیه به‌دست مى‏آید. این دعاها فقط یارب یارب گفتن نیست، لبریز از معارف اسلامى است که اعتقاد انسان را عمیق می‌کند. تلاوت قرآن هم همین‏طور، خود نماز هم همین‏طور. به‏هرحال، این توصیه‏ى من است به همه‏ى شما جوانان.
و اتحادتان را حفظ کنید، اتحاد! در مقیاس ملت ایران هم حفظ اتحاد یک وسیله‏ى اصلى است؛ در مقیاس قشر دانشجو هم در سراسر کشور همین است؛ در مقیاس دانشجویان در یک شهر یا در یک استان هم همین است. نگذارید اختلاف سلیقه‏ها شما را در مقابل هم سینه به سینه قرار بدهد. یک وقتى بعضى‏ها منافعشان ایجاب می‌کرد که دانشگاه‏ها را عرصه‏ى بازى‏هاى سیاسى و درگیرى‏ها و دست‏به‏گریبان شدن‌هاى سیاسى قرار بدهند؛ امروز الحمدللَّه این معانى کم‌تر است. نگذارید تشکل‌هاى دانشجویى و اجزاى نهضت دانشجویى به دشمنان تبدیل شوند. رقیب خوب است؛ رقیب، رقابت مثبت.
یکى از این برادرها گفت ما حاضریم؛ پژوهشگاه به ما بدهید یا اجازه بدهند ما پژوهشگاه درست کنیم تا در فلان قضیه- مثلاً فرض کنید انرژى خورشیدى یا هر چیز دیگر- فعالیت کنیم. خیلى خوب، آن گروه دیگر دانشجویى هم بگویند خیلى خوب، ما هم در فلان مسئله‏ى دیگر رقابت مثبت علمى می‌کنیم با این‌ها. رقابت مثبت یعنى این؛ یعنى مسابقه‏ى دویدن: «سابقوا إلى مغفرة من ربّکم». مسابقه‏ى در کار خیر، مسابقه‏ى در تولید، مسابقه‏ى در فراگیرى و تحقق دادن آن معلومات در خارج و کمک کردن به محیط زندگى مردم. این مسابقه خیلى خوب است، رقابت خیلى خوب است؛ اما دست به گریبان شدن، دعوا کردن، آن‌هم سر چیزهاى کوچک، سر چیزهاى بسیار کوچک و حقیر، نه. این را ما نمى‏پسندیم؛ هم در محیط دانشگاه، هم در محیط کل کشور، هم در محیط روحانیت؛ در همه‏ى محیط‌ها.
پس علم یکى از این محورهاى اصلى است؛ اتحاد یکى از محورهاى اصلى است؛ تدین یکى از محورهاى اصلى است؛ اقتصاد کشور هم یکى از محورهاى اصلى است. اگر ما این‌ها را در این دوره‏ى از زمان با این شعار نوآورى که به شکوفایى قطعاً منتهى خواهد شد، عملیاتى و اجرایى کنیم و دنبالش برویم، همین چند محور در همین مرحله خواهد توانست دشمن را به شکست بکشاند بدون تردید.
البته فعالیت اقتصادى و کار اقتصادى و تلاش اقتصادى حتماً باید با شاخص و شاقول عدالت باشد. بدون عدالت هر تلاش اقتصادى به ضرر منتهى خواهد شد. عدالت هم معنایش این نیست که ما سرمایه‏گذارى نکنیم یا به سرمایه‏گذار اجازه‏ى سرمایه‏گذارى ندهیم. این تصورات غلطِ آن افرادى است که آن روز خودشان را طرفدار عدالت معرفى می‌کردند. نه، کارآفرینى هم یک خیر است، یک عبادت است، یک کار بزرگ است که باید انجام بگیرد. مسئله، صحیح مدیریت کردن این مجموعه است. مدیریت‌هاى کشورى، مدیریت‌هاى دولتى چه در بخش تقنین، چه در بخش اجراء، چه در بخش قضا، بایستى مدیریت کنند تا تجاوز از حق انجام نگیرد؛ تجاوز از حقوق انجام نگیرد؛ تعرض به یکدیگر انجام نگیرد؛ این کاروان با همه‏ى اجزاى خودش إن‏شاءاللَّه به پیش برود.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر درخواست اوباما از ایران برای تحویل هواپیمای جاسوسی مضحک و خنده‌دار است ابراز ناخرسندی آیت‌الله سیستانی از انتساب کذب وصیت‌نامه به ایشان آفتاب امپراتوری انگلیس دهه‌ها پیش غروب کرده است/ پایان دوران طلایی آمریکایی‌ها حسن عباسی در همایش "من کلاهبردارم؛ پس هستم": حلقه ارتباط سران فتنه با پسر شاه معدوم کیست جهان به زودی شاهد امواج عظیم‌تر قیام مستضعفان آمریکا و اروپا خواهد بود گزارش تصویری فارس از حمله صهیونیست‌ها به مراسم تشییع شهید فلسطینی جک کین و مارک گرشت سردار سلیمانی را تهدید به ترور کرده اند حمله نیروهای عربستانی به جوانان بحرینی معترض در منامه اوباما: از ایران می خواهیم که هواپیمای بدون سرنشین آمریکا را پس دهد
کلمات کلیدی وبلاگ 9 دی (۱) rq-170 (۳) آریوبرزن (۱) آزادی (۳) آزادی‌ و تسامح‌ (۱) آژانس (٢) آسیب شناسی (۱) آفریقا (۱) آمانو (۳) آمریکا (٤٤) آمریکایی (۱) آموزش زبان انگلیسی (۱) آیت الله سیستانی (۱) ابعاد (۱) اتحادیه عرب (۱) اجتماعی (۱) احمد متوسلیان (۱) اخبار ایران و جهان (۸) ارتش (۱) اروپا (۱) استاد مطهری (۱) استاد مطهری‌ (۱) استقلال (۱) استکبار (۱) استکبار ستیزی (۱) اسرائیل (٥) اسطوره‌های مقاومت (۱) اسلام (٤) اسلام‌هراسی (۱) اسلام ستیزی (۱) اسلام هراسی (۱) اسناد (۱) اسناد ایران (۱) اسناد سفارتخانه (۱) اصفهان (۱) اطلاع رسانی ملی (۱) اعتصاب (۱) اعراب (۱) افراد نفوذی (۱) افغانستان (٢) اقتصادی (۱) اقدام نامتقارن (۱) اقدامات (۱) الجزایر (۱) امام خامنه ای (۳) امپراتوری امریکا (۱) امپراطوری (۱) امپریالیسم (۱) امریکا (۱) امنیت ملی (۱) اندیشه (۱) اندیشه مطهر (۱) اندیشکده هوور (۱) انرژی هسته ای (٤) انژی اتمی (۱) انقلاب (۱) انقلاب اسلامی (۳) انقلاب اسلامی ایران (٢۳) انگلیس (٤) اهالی سیما (۱) اهداف (۱) اوباما (۱) اولویت اول (۱) اومانیسم‌ (۱) اکوادور (۱) ایدئولوژی (۱) ایران (٤۳) ایران هراسی (٢) ایرانه (۱) اینترنت (٢) بازی (۱) بازی‌های رایانه‌ای (۱) بانک (۱) بتل فیلد 3 (۱) بحران (۱) بحرین (٢) براندازی (٢) برنامه‌های نمایشی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) بریتانیا (۱) بسیج (٦) بسیج مستضعفین (۱) بورس (۱) بولدوزور (۱) بیانیه (۱) بیداری اسلامی (۳) بین الملل (٢) بین المللی (۱) پارلمانی (۱) پرپولیس (۱) پشت پرده (۱) پلیس (٢) پهپادهای اطلاعات (۱) پیروزی (۱) تبلیغات (۱) تجاوز (۱) تجزیه (۱) تحجر (۱) ترجمه و شرح خطبه فدک حضرت زهرا (س) (۱) ترس (۱) ترور (۳) تروریست (٢) تروریستی (۱) تروریسم (٤) تسلیحات (۱) تهاجم (۱) تهدید (۳) تهدید نرم (٥) تهدید نظامی (٢) تهران (۱) تونس (۱) تویتر (۱) جامعة‌ مدنی (۱) جامعة‌ مدنی‌ شرعی، (۱) جامعه اسلامی (۱) جامعه اسلامی‌ (۱) جامعه مدنی (۱) جریان رحمانی (۱) جریان شناسی (۱) جنایات (۱) جنایتکار (۱) جنسی (۱) جنگ (۱) جنگ نرم (۱۸) جنگ نرم، (۱) جهاد نرم (۱) جهان (۱) جهان اسلام (٢) جوانان (۱) جوزف نای (۱) چین (۱) حاصلخیز (۱) حسن رحیم‌پور (۱) حسن عباسی (٢) حسینیه امام خمینی (ره) (۱) حضرت زینب(س)؛ انقلابی پاسدار ارزشها (۱) حفظ (۱) حمله (٢) حمله‌ فرهنگی (۱) حمله به ایران (۱) حمله نظامی (٢) حکومت نرم (۱) خانواده (۱) خاورمیانه (۱) داخلی فتنه (۱) دانشجویان (٢) دانشمندان عراقی (۱) دفاع مقدس (۱) دموکراسی (٢) دموکراسی‌ (۱) دولت (۱) دکترین (۱) دیپلماسی عمومی (۱) دیدگاه امام خمینی (ره) (۱) دین ستیزی (۱) دینی (۱) رابطه (٢) رایانه ای (۱) ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی (۱) رجعت (۱) رحیم‌پور ازغدی (۱) رژیم صهیونیستی (٤) رسانه (۱) رسانه‌های اجتماعی (۱) رمان (۱) رهبر معظم انقلاب (۱) رهبر معظم انقلاب اسلامی (۱) رهبری (۱) روسیه (۱) ریاستی (۱) زن (٢) ساختار سیاسی (۱) سازمان‌‌های امنیتی‌ (۱) سایبر (۱) سپاه (۱) سپاه قدس (۳) ستاد مشترک ارتش (۱) سردار بصیر سپاه امام علی(ع)، الگویی برای سرداران س (۱) سردار جوانی (۱) سرمایه‌داری‌ سکولار (۱) سریال و فیلم (۱) سلطانیه (۱) سنجش (۱) سوریه (۱) سیا (٢) سیاست خارجی آمریکا (۱) سیاسی (٩) سید حسن نصرالله (۱) سیزده آبان (۱) سیزدهم آبان ماه (۱) سیستانی (۱) سینما گران (۱) شاخص‌های امام(ره) (۱) شاه معدوم (۱) شبکه‌های جاسوسی (۱) شجریان (۱) شخصیت‌سازی (۱) شخصیت‌سوزی (۱) شناسایی (۱) شهرداری یاسوج (۱) شورای حکام (٤) شورای هماهنگی (۱) شکست (٢) شیطانی (۱) صبر هوشمندانه (۱) صدا و سیما (۱) صداقت (۱) صدای آمریکا (۱) صفارهرندی: فتنه سال 88 جریانی شیطانی علیه جریان رح (۱) صهیونیزم (۱) صهیونیست (٢) صهیونیست‌ها (۱) صهیونیسم (٢) ضد‌ اصلاحات‌ (۱) ضد فرهنگی (۱) ضدایرانی (۱) طلحه و زبیر (۱) طومار (٢) ظلم (۱) عباسی (۱) عدالت (۱) عراق (۳) عرب (۱) عربستان (۱) عرفان (۱) عرفان انحرافی (۱) علامه فضل‌الله (۱) عملیات روانی (٧) عملیات روانی، (۱) غرب (٢) غزنین (۱) فتنه (٤) فراخوان مقاله (۱) فرانسه (۱) فرقه (۱) فرماند‌هان (۱) فرمانده سپاه (۱) فرماندهان سپاه (۱) فرهنگ و ارزش های آمریکایی (۱) فرهنگی اجتماعی (۱٥) فروپاشی (۱) فروپاشی شوروی (۱) فضای مجازی (٢) فلسطیین (۱) فیس بوک (۱) فیلم (۱) فیلم‌نامه‌نویس (۱) قاسم سلیمانی (٢) قدرت نرم (۱) قرآن (۱) قرائتهای گوناگون (۱) قطعنامه (٢) قهر (۱) قوه قضائیه (۱) گزارش (۱) گورباچف (۱) لبنان (۱) لیبرال (۱) لیبرالیسم (۱) لیبی (٢) ماهواره‌ای (۱) ماهواره ای (۱) مبارزه با استکبار (۱) مبانی (۱) مبانی‌ فلسفی‌ (۱) محاکمه و محکوم (۱) مذاکره (٤) مرجع (۱) مسابقه (۱) مسلمان (٢) مشت (۱) معنویت اسلامی (۱) معنویت گرایی (۱) مقالات (۸) مقام معظم رهبری (٥) مقاومت (۱) ملی گرایی (٢) مناره (۱) ناتوی فرهنگی (٢) نتانیاهو (۱) نظام اسلامی (٢) نظام جمهوری اسلامی ایران (۱) نظامی (۳) نقدی‌ (۱) نیروی هوایی (۱) هراس (۱) هسته ای (٦) هستی‌شناختی (۱) هنرمندان (٢) هواپیما (٦) واجبات (۱) واشنگتن (٢) وال‌استریت (۱) وال استریت (٢) وال اسریت (۱) والت‌دیزنی (۱) وبلاگ نویسی (۱) وحدت (۱) وصیت نامه (۱) ولایت مطلقه فقیه (۱) ولایتی (۱) کابالیسم (۱) کشته (۱) کنترل (۱) یاسوج (۱)
دوستان من قران فتیان تبیان بدایه گو جنگ نرم آفتاب جنوب ایثار فارسان آینده پژوهی بسیج اساتید ياران خراساني عمليات رواني رامين چرومي اندیشکده یقیین جهادگران مجازی دانلود آنتي ويروس بررسي استراتژيك شهيد حسين خنداني وبلاگ شخصي قائم زاده دبيرخانه ي دائمي جنگ نرم استان كهگيلويه و بويراحمد انجمن وبلاگ نویسان جوان وزارت علوم تحقیقات و فناوری شلچه پلي به سوي آسمان دانشگاه علوم پزشكي ياسوج دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج مركز تحقيقلت مجمع تشخيص نظام سایت مردم استان کهگیلویه و بویراحمد موسسه ی آینده پژوهی نقش اندیشه دست توانای معلمفچشم انداز آینده ی ما دانشگاه پيام نور استان كهگيلويه و بويراحمد مركز پژوهش هاي علمي و مطالعات استراتژيك خاورميانه اداره ي كل آموزش و پرورش استان كهگيلويه و بويراحمد دانشگاه پیام نور استان کهگیلویه و بویراحمد سايت مردم استان كهگيلويه و بويراحمد مركز مطالعات راهبردي انقلاب اسلامي سپاه فتح استان کهگیلویه و وبویراحمد برنامه ریزی استراتژیک و‌آینده پژوهی اشراف اطلاعاتي بصيرت استراتژيك شهداي شهرستان گچساران اندیشکده ی روابط بین الملل حضرت بي بي حكيمه (س) حضرت بي بي حكيمه (س) مركز مطالعات استراتژيك آريا سازمان بسیج مشتضعفین شهيد خدامراد شرافتي دفتر امام خامنه ای شهداي گچساران دانشگاه یاسوج خبرگزاري فارس ياسوج دات كام رامين چرومي عمليات رواني اندیشه مطهر رهبران شيعه افسران جوان میثاق یاران جنگ نرم جهان نيوز بی ترمز سایه گرداب اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من